رمان عشق لجباز من

پارت ۵۱

ارسلان

من:ولی بازم نه😂
دیا:باز چرا
من:چون تو حواست به خودت نیست😒
دیا:قول میدم بچه خوبی باشم😅
من:قول بده🤙🏻
دیا:قول قول🤙🏻
من:باشه تنها میرین؟
دیا:نه با محراب
من:بش حواست باشه 🙂 اها راستی یه چیزی...
دیا:چه چیزی😂
دیانا رو بغل کردم و سرشو بوسیدم
من:از دیشب بغلت نکرده بودم
مهشاد:اخی چه مهربون😍محراب فقط میتونم بگم خاک تو سرت من قهرم رو تمدید میکنم😂
محراب:ارسلان چرا خودتو از زندگی من حذف نمیکنی ریدی به زندگی من😂
مهشاد:اصلا تو به محبت نمیکنی نوچ نوچ نوچ اینا رو ببین چه عاشقن ارسلانو ببین چه خوبه اونوقت تو چی😕
محراب:دوست دارم😂
مهشاد:اینطوری نمیخوام 😒
محراب مهشاد رو بغل کرد
محراب:خوبه؟ دوستت دارم 😂
مهشاد:منم دوستت دارم 😃
دیا:عجب😂

دیانا

شب منو و مهشاد اماده شدیم بریم
من:محراااااااااااااابببببببببببببببب
محراب:چه مرگته؟
مهشاد:زهرمار مارو برسون
محراب:کی برمیگردید؟
من:یک ساعت دوساعت دیگه یا شاید بیشتر😂
محراب:بش خودتون برمیگردید؟ یا من بیام؟
من:بهت زنگ میزنم بیا
محراب:اوک


#اردیا
#رمان_اردیا
#اردیا_همیشگی
#رمان_عاشقانه
#رمان_اکیپ
#رمان
دیدگاه ها (۵)

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۳(l...

وقتی بهت خیانت کرد

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮     ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡        پارت...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

رفتار سرد

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط