++ غبار الماس ++

🌼رمان : #غبار_الماس

🌼ژانر: #عاشقانه #هیجانی #اجتماعی

🌼نویسنده: #شادی_موسوی

🌼خلاصه:
خلاصه #غبار_الماس💎

سال ها پیش دل به نگاه های محجوب مردانه اش دادم! من عاشق مردانگی اش شدم، غیرتش، حمایت هایش، دنیایم در آغوشش خلاصه شد و همه چیزم رو به او بخشیدم! روحم را، قلبم را، جسمم را...!
اما او رفت! به چشمانم نگاه کرد و رفت. رفتنش را به چشم دیدم و شکستم!
نگفت با من بیا و من هم جلویش را نگرفتم! رفت اما یک یادگاری برایم به جا گذاشت. یک یادگاری با همان نگاه و همان اخم ها...
او اشتباه من بود ولی دیگر پشیمان نبودم! من جانم را برای آن یادگاری می دادم!
حالا سرنوشت ما را دوباره مقابل هم قرار می دهد . او نباید می فهمید رزا دختر اوست، اما شباهت دخترم با او غیر قابل انکار است! دختر چهار ساله ام دل و دین پدرش را برد و قلبش را تسخیر کرد!
محمد فرهمند! شاید دل دخترم را برده باشد اما من هرگز دیگر به او شانس دوباره ای نخواهم داد! این عشق را خودم با دست خودم به خاک سپردم!

🤩دیگه انقدر از قلم خوب نویسنده مون گفتم دیگه مطمئنم شمام کامل میشناسینشون 😉😉
💵 قیمت این رمان برای شما فقط ۳۷۰۰۰ تومان میباشد ...

#ایران#تهران #رمانکده #رمان #کتاب #مافیا #مافیایی #طنز #کلکلی #خنده #کلیپ #دپ #سرنا #پریسا #ترکی #کره #کیپاپ
دیدگاه ها (۰)

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی پارت:9*رز...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁰قلبم محکم به سینه می‌کوبید.+منظورت چی...

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

{محکوم به لمس } part ۱۷ 杂交种 چرا چون دو رگه بود...آرو نگاهی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۸جونگکوک که با شنی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

چند پارتی (درخواستی)

آغوشی از جنس خطر پارت ۸ هشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط