آه
آه
دلم چقدر برای ان روز ها تنگ است
روزهایی که دلیل دوست داشتن هایم را کودکی می گذاشنتد و برای محبت هایم مرا به دار مجازات تنهایی نمی اویختند
یادش بخیر
گریه که می کردم
همه دل هایشان می شکست اشک هایم را پاک می کردند
اما حالا گریه که می کنم......
دردی بر دردهایم می گذارند و اسوده با خود می گویند
بگذار گریه کند شاید کمی ارام گرفت
و کمی با خود نمی اندیشند که شاید ارمشی گرفته می شود با رفتنشان
کودک که بودم
همه دستانم را می گرفتند تا مبادا در این راه بزرگ شدنم به زمین بیفتم
اما حالا که بزرگ شدم دستانم را رها کردند تا زود تر به زمین بیفتم و .....
دلم چقدر برای ان روز ها تنگ است
روزهایی که دلیل دوست داشتن هایم را کودکی می گذاشنتد و برای محبت هایم مرا به دار مجازات تنهایی نمی اویختند
یادش بخیر
گریه که می کردم
همه دل هایشان می شکست اشک هایم را پاک می کردند
اما حالا گریه که می کنم......
دردی بر دردهایم می گذارند و اسوده با خود می گویند
بگذار گریه کند شاید کمی ارام گرفت
و کمی با خود نمی اندیشند که شاید ارمشی گرفته می شود با رفتنشان
کودک که بودم
همه دستانم را می گرفتند تا مبادا در این راه بزرگ شدنم به زمین بیفتم
اما حالا که بزرگ شدم دستانم را رها کردند تا زود تر به زمین بیفتم و .....
- ۴.۱k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط