مردی‌خواست زنش را طلاق دهد.

مردی‌خواست زنش را طلاق دهد.
دوستش دلیل خواست گفت :زنم همیشه می خواست من را عوض کند.
مرا وادار کرد سیگار و مشروب را ترک کنم
لباس بهتر بپوشم، قماربازی نکنم. دوستش گفت :اینها که چیز بدی نیست!
گفت :ولی حالا حس می‌کنم که دیگر این زن در شان من نیست!!!
دیدگاه ها (۱)

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

چرا رفراندوم نمیگذارند؟قبل از اینکه دلایل عدم برگزاری رفراند...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

منم همین حرف رو می زنم !!!اما نه در مورد مملکت !!!بلکه در مو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ـــــــــــــوقتی ناخواسته ...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:10و...

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

قسمت ۸(بخش دو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط