{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پست ویژه برای دوستان عزیزم

پست ویژه برای دوستان عزیزم


خون می جهد از گردنت با عشق و بی رحمی

در من دراکولای غمگینی ست… می فهمی؟!

خون می خورم از آن کبودی ها که دیگر نیست

در می روم این خانه را… هرچند که در نیست!

عکس کسی افتاده ام در حـــوض نقاشــــی

محبوب من! گه می خوری مال کسی باشی

گـــــُه می خوری با او بخندی توی مهمانی

می خواهمت بدجور و تو بدجور مـی دانــی


هذیان گرفته بالشم بس کـه تبم بالاست

این زوزه های آخـــرین نسل ِ دراکولاست


از بین خواهد رفت امّا نه به زودی ها!

از گــــردن و آینده ات جای کبودی ها

حل می شوم در استکان قــرص ها، در سم


محبوب من! خیلی از این کابوس می ترسم!

زل می زنم با گریــــــــه در لیوان آبی که…

حل می شوم توی سؤال بی جوابی که…

می ترسم از این آسمان که تار خواهد شد


از پنجره کــــــــــــه عاقبت دیوار خواهد شد

از دست های تو به دُور گردن این مرد

کـــه آخر قصّه طناب ِ دار خواهد شد!


از خون تــــــــــــو پاشیده بر آینده ای نزدیک

از عشق ما که سوژه ی اخبار خواهد شد!


می چسبمت مثل ِ لب سیــــــگار در مستی

ثابت بکن: هستم که من ثابت کنم: هستی

سرگیجه دارم
مثل کابوس زمی
دیدگاه ها (۹)

آیا میدانستید:داشتن یه دوست خوب ، باحال و باجنبه باعث افتخار...

دقت کردین این دخترایی که تو خیابون با دوست پسرشون هستن.........

مرد بودن قـــانـــون دارد! الکے نیستـ ! بایـد محکمـ باشے ، م...

ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ...ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ: ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﻬﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﺣﺘﯽ ﺍ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت ۴۸

بوسه ی اجبار پارت آخر

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط