پارت ۷ رمان (فیک) [ بد بوی من // My bad boy ]
#پارت۷ #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #فیکشن #فیک #رمان #رمان_بی_تی_اس
+تهیونگ منو ببخش اما من کار اشتباهی نکردم من میتونم مثل قبلنا بزارم باهام دردودل کنی من این اتفاقات رو نادیده میگیرم هوم؟ (دستشو گذاشت روی گونه ی ته و اشکشو پاک کرد و بعد نوازش کرد و گفت..)
+ببین تو هنوز ته ته ی منی(لبخند غمگین با چشمای اشکی)
+بیا برای چند دقیقه همه چیز رو فراموش کنیم و فقط چند دقیقه همدیگه رو بغل کنیم هوم؟ بیا بغلم ته ته کوچولو (با همون لبخند رفت تو بغل ته و سرشو نوازش میکرد...تهیونگ هم گیج بود نمیدونست چیکار کنه آیا بغلش کنه یا نه؟)
+اشکال نداره بغل نکن اما هر وقت نیاز داشتی با کسی حرف بزنی من هستم..هوم؟ (سرشو بوس کرد و رفت عقب)
+خب من میرم ته......وی!
_(سکوت...)
+خب..من دیگه حرفامو زدم...تصمیم گیری با خودته که دشمنت باشم یا دختر خالت..
(ات اشکاشو پاک کرد و از کلاس بیرون رفت که دید همه دم در وایسادن و داشتن از پنجره اونارو میدیدن که چه وون زود سمت ا.ت اومد)
×ا.ت چیزیت که نشد هوم؟اولش باهم دعوا داشتید میکردید اما یهو بغلش کردی چیشده؟!
+بیا بریم یه جای خلوت بهت میگم..(که یهو حس کردم یکی موهامو کشید)
دختره:تو به چه حقی وی رو بغل کردییییی هاااا؟ اون مال منههه هیچکس حق نداره بهش نزدیک شه اونوقت تووو هع بغلش کردیییی (با حرص و داددد)
+ولم کن دختره ی دیوونههههه تو مگه کی هستی؟که با من اینجوری حرف میزنیییی
دختره:من؟من؟ من پارک میونگممممم
+خب چیکار کنم...(پوکر..)
میونگ:یا تو خیلی پروییی من خواهر پارک جیمینم احمق جون
+پارک جیمین کیه؟
میونگ:هوففف جیمین همونی که عضو گروه بی تی اسه(اکیپ تهیونگ که ۷ نفره اسمش بی تی اسه که سر دستشون و رئیسشون تهیونگه و همون اعضا تو گروهن) فهمیدی برای همین هیچکس حق نداره با من در بیوفته دختره ی ......... (موهای ا.ت رو بیشتر کشید که یکی داد زد)
+آی ولم کن دختره ی وحشیییی
_میونگ ولش کن (جدی)
(ویو ته)
《خب...دلم برای بغلش تنگ شده بود هم دلم میخواست بغلش کنم و هم از طرفی دیگه نمیخوام اون آدم قبلی بشم....بهم گفت تصمیمتو بگیر که دشمنت باشم یا دختر خالت.....تصمیممو گرفتم من هنوز هم همون وی ام نمیخوام دیگه بزارم همه خوردم کنن و منو زیر پاشون له کنن...الان من دیگه اونارو زیر پام له میکنم من دیگه قلبی ندارم و نمیخوامم داشته باشم پس ما از این به بعد دشمن همدیگه ایم....رفتم از کلاس بیرون که دیدم میونگ داره موهای ا.ت رو میکشه که گفتم ولش کنه》
میونگ:یا اوپا تو الان داری از این دفاع میکنی؟ (یکم بلند)
_صداتو برای من نیار بالاااا (بلند)
میونگ:اما اون بدون اجازه تو رو بغل کرددد تازه سرت هم بوس کرددد(اشک تمساح)
_به تو چه ها؟وقتی از چیزی خبر نداری زر زر نکن (که جیمین اومد جلو و گفت..)
جیمین:....
♡برای پارت بعد حمایت کنید♡
+تهیونگ منو ببخش اما من کار اشتباهی نکردم من میتونم مثل قبلنا بزارم باهام دردودل کنی من این اتفاقات رو نادیده میگیرم هوم؟ (دستشو گذاشت روی گونه ی ته و اشکشو پاک کرد و بعد نوازش کرد و گفت..)
+ببین تو هنوز ته ته ی منی(لبخند غمگین با چشمای اشکی)
+بیا برای چند دقیقه همه چیز رو فراموش کنیم و فقط چند دقیقه همدیگه رو بغل کنیم هوم؟ بیا بغلم ته ته کوچولو (با همون لبخند رفت تو بغل ته و سرشو نوازش میکرد...تهیونگ هم گیج بود نمیدونست چیکار کنه آیا بغلش کنه یا نه؟)
+اشکال نداره بغل نکن اما هر وقت نیاز داشتی با کسی حرف بزنی من هستم..هوم؟ (سرشو بوس کرد و رفت عقب)
+خب من میرم ته......وی!
_(سکوت...)
+خب..من دیگه حرفامو زدم...تصمیم گیری با خودته که دشمنت باشم یا دختر خالت..
(ات اشکاشو پاک کرد و از کلاس بیرون رفت که دید همه دم در وایسادن و داشتن از پنجره اونارو میدیدن که چه وون زود سمت ا.ت اومد)
×ا.ت چیزیت که نشد هوم؟اولش باهم دعوا داشتید میکردید اما یهو بغلش کردی چیشده؟!
+بیا بریم یه جای خلوت بهت میگم..(که یهو حس کردم یکی موهامو کشید)
دختره:تو به چه حقی وی رو بغل کردییییی هاااا؟ اون مال منههه هیچکس حق نداره بهش نزدیک شه اونوقت تووو هع بغلش کردیییی (با حرص و داددد)
+ولم کن دختره ی دیوونههههه تو مگه کی هستی؟که با من اینجوری حرف میزنیییی
دختره:من؟من؟ من پارک میونگممممم
+خب چیکار کنم...(پوکر..)
میونگ:یا تو خیلی پروییی من خواهر پارک جیمینم احمق جون
+پارک جیمین کیه؟
میونگ:هوففف جیمین همونی که عضو گروه بی تی اسه(اکیپ تهیونگ که ۷ نفره اسمش بی تی اسه که سر دستشون و رئیسشون تهیونگه و همون اعضا تو گروهن) فهمیدی برای همین هیچکس حق نداره با من در بیوفته دختره ی ......... (موهای ا.ت رو بیشتر کشید که یکی داد زد)
+آی ولم کن دختره ی وحشیییی
_میونگ ولش کن (جدی)
(ویو ته)
《خب...دلم برای بغلش تنگ شده بود هم دلم میخواست بغلش کنم و هم از طرفی دیگه نمیخوام اون آدم قبلی بشم....بهم گفت تصمیمتو بگیر که دشمنت باشم یا دختر خالت.....تصمیممو گرفتم من هنوز هم همون وی ام نمیخوام دیگه بزارم همه خوردم کنن و منو زیر پاشون له کنن...الان من دیگه اونارو زیر پام له میکنم من دیگه قلبی ندارم و نمیخوامم داشته باشم پس ما از این به بعد دشمن همدیگه ایم....رفتم از کلاس بیرون که دیدم میونگ داره موهای ا.ت رو میکشه که گفتم ولش کنه》
میونگ:یا اوپا تو الان داری از این دفاع میکنی؟ (یکم بلند)
_صداتو برای من نیار بالاااا (بلند)
میونگ:اما اون بدون اجازه تو رو بغل کرددد تازه سرت هم بوس کرددد(اشک تمساح)
_به تو چه ها؟وقتی از چیزی خبر نداری زر زر نکن (که جیمین اومد جلو و گفت..)
جیمین:....
♡برای پارت بعد حمایت کنید♡
- ۴۷.۰k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط