{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازدهم

پارت یازدهم
پرش مانی به شب
ات:( خمیازه) من برم بخوابم
کوک: منم میام(با ذوق)
ات:(خنده) باشه
راوی
کوک و ات میرن رو تخت
ات: کوک
کوک: جانم
ات: میگم اگه بچه... رو... تونمی... خوای
کوک:(بلند شد از تخت) ات این چه حرفیه معلومه که من این بچه رو میخوام
ات: مطمئنی
کوک: البته
ات: باشه پس فردا چکاپ داریم برا بچه تو هم بیا
کوک: باشه عشقم ساعت چند
ات: ده صبح
پرش زمانی به فردا صبح
ات ویو
از خواب بیدار شدم دیدم کوک نیست کارای لازم رو انجام دادم رفتم پایین گفتم شاید رفته پایین
ات: سلام
همه: سلام
ات: کوک کجاست
ب ک: رفته برای محموله ها
ات: اها
ات ویو
غذامو خوردم رفتم بالا لباس پوشیدم زنگ زدم به کوک جواب نداد اعصبانی شدم رفتم پاین
ب ت: کجا دخترم
ات: میرم برای چکاپ
ب ت: مگه قرار نبود با کوک بری
ات: بیخیال خدا حافظ
همه: خدا حافظ
پرش زمانی به داخل بیمارستان
ات: سلام
دکتر: سلام
ات: امدم برای چکاپ
دکتر: اها باشه
دکتر: اوووو بچه مون خیلی خوبه عکسش رو بدم
ات: البته
دکتر: بفرمایید
ات: ممنون خدا حافظ
دکتر: خدا حافظ
ادمین
راساش نمی خواستم پارت یازده رو بزارم ولی بخاطر یه کسی که حس میکنم باهام قهر کرده این رو میزارم
janiang
دیدگاه ها (۴)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

پارت. ۲۸

dark love

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

رمان : آیدل من پارت :«6»^پرش زمانی به دو ماه بعد ^ویو «ا/ت»د...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط