{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالش زیر سرم سنگ بود.غرق ظلمت سوتو کورو تنگ بود.هرکه امد

بالش زیر سرم سنگ بود.غرق ظلمت سوتو کورو تنگ بود.هرکه امد پیش حرفی راندو رفت.سوره ی حمدی برایم خواندو رفت...
دیدگاه ها (۴)

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

فیک : بین راندها

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

زیبای کوچک فریبکار

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

**پارت هشتم: شلیکِ مالکیت**عمارت غرق در صدای موسیقی و خنده‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط