عشق به سبک مافیایی!🖤✨ part ²¹

[ ا.ت ویو ].
رفتم از اتاق بیرون دیدم جونگ کی و مینسو دارن تو سالن با هم میگن و میخندم و هیجان زدن
+ هویییی شما دو تا چرا نیشتون تا بناگوش بازه ( یجوری رفتار می‌کنه که انگار نمیدونه)
مینسو= وای نمیدونی که چی......( ا.ت پرید وسط حرفش)
+ بله خودم همه چیو دیدم 😑😏
جونگ کی= چیییی همه چیو ......از کجاش ؟ 😳
+ از اولش فقط مینسو که حالا با ارباب اون وو همو بود.سی.دن که چیز مهمی نیست و برای اعتراف لازمه ولی جوووونننگگگگ کککیی ارباب تهیونگ روت چیکار میکرد تنها توی اتاق رو تخت به نظرت برا اعتراف زیاده روی نیست
جونگ کی = ههه یجوری میگی انگار جونگ کوک روی تو نبوده 😈
+ ت توو از کجا میدونید ؟
مینسو = همون جوری که شما زرنگی ما هم زرنگیم 😏
جونگ کی= خب حالا چی شد شما هم قرار میزارید ؟
+ نه بابا اصلا به من چیزی نگفت ولی یهو دیدم اون روم و اومد منو ب.بو.سه که خانم لی صداش کرد
مینسو= اوه اوه اوه حاجی پشمااامم 😂
{ پرش زمانی به ساعت ۵ بعد از ظهر}
[ جونگ کی ویو]
داشتیم با مینسو آشپز خونه رو تمیز میکردیم که یهو تهیونگ و اون وو اومدن تو اشپز خونه
تهیونگ= جونگ کی تو دیگه خدمت کار نیستی که ناسلامتی تو دوست دخترمی ها اون وقت داری کار می‌کنی
چا اون وو= مینسو تو هم همین طور دیگه نباید کار کنی
مینسو و جونگ کی= چ چشم
شرط فالور ها بشه ۱۴۰
#بی_تی_اس
#کیپاپ
#بلک_پینک
#کیدراما
#ویسگون
#کره
#نامجون
#جین
#شوگا
#جیهوپ
#جیمین
#تهیونگ
#جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

ددی خون آشام من

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

عشق بی پایان

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط