پارت۳9

پارت۳9
*پرش زمانی به روزه جایزه دسانگ*
ویو یوری
امروز روزه پرکاری داریم پس ساعت ۵بیدار شدم و دوش گرفتم و کارای لازمم و انجام دادم و به سمت کمپانی رفتم و اونجا هم کارا رو انجام دادیم که دیگه وقتش بود و با دخترا سوار ون شدیم و به طرف محل مورده نظر حرکت کردیم بعد ۱۵ مین رسیدیم و بعد از پیاده شدنمون جیغا رفت بالا و رفتیم داخل سالن و نشستیم تا بالاخره نوبت رسید به اجرای ما بلند شدیم و آماده ی رفتن روی صحنه با تمام توان اجرا کردیم و بعد از تموم شدن اجرامون رفتیم و نشستیم سرجامون و باهم حرف میزدی
جینگ یی:عالی اجرا کردیم
یوری:اره ولی من نمیدونم چرا حس خوبی ندارم نسبت به امشب
ای می:چی میگی دختر ما سال قبل هم دسانگ و برنده شدیم چرا حس خوبی نداری
یوری:نمیدونم احساس میکنم قراره یه اتفاقی بیوفته
جینگ یی:نه بابا چیزی نیست
ای می:خودتو نگران نکن هیچ اتفاقی نمیوفته
یوری:امیدوارم
بعد از ۲ساعت حالا وقته این بود که برنده رو انتخاب کنن همه ذوق داشتن و فن ها گروه هاشون و بلند بلند تشویق میکردن که وقتی برنده رو اعلام کردن جیغ ها رفت رو هوا
......:برنده گروهه Black roses
جینگ یی:اخ جون ما برنده شدیم
و دخترا بلند شدن و به سمت صحنه حرکت کردن و شروع به صحبت کردن
دیگه تقریبا تموم شده بود و همه باید از اون محل خارج میشدن وقتی داشتن خارج میشدن یوری کسی رو دید که با یه تیپ مشکی و ماسک مشکی یه تفنگ دستش و میخواد به تهیونگ شلیک کنه یوری از کاری که میخواست انجام بده مطمئن بود پس
.......
دیدگاه ها (۰)

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

first love

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁵ویو: جونگ‌کوکبا چند تا ماشین از ...

عاشقم باش Part 53

پنهان عشق

خاطرات _ عشق _ ماو یونگی وارد اتاق شد. دست هاش رو توی جیب شل...

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO💬: عکاسی امرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط