Darco

Darco
𝟐/𝟐
& بلند شد و به سمت سالن اصلی اسلیترین بردت یه گوشه خلوت و دور از دید بقیه واقعا کنجکاو بودی که چی میخواد بهت بگه بهش نگاه کردی یه گردنبند ظریف با یه الماس سبز از جیبش دراورد
دریکو:برگرد
ا.ت:{اروم برگشتی}
دریکو:{گردنبند رو برات بست} دوستش داری؟
ا.ت:{نگاهی کردی به گردنبند} معلومه...ولی این برای چیه؟
دریکو:رگیولوس بهم گفت هفته پیش تولدت بود شاید دیر فهمیدم ولی این چیزی رو تغییر نمیده میده؟
ا.ت:معلومه که نه ... ولی اصلا نیازی به این کار نبود
دریکو:پرنسس من برای دختری که دوستش دارم ارزش میدم {اینو گفت و خیلی ریلکس از اونجا رفت}
&از تعجب دهنت باز مونده بود شاید این شروع جالبی برای رابطه شما بود





ببخشید این کوتاه شد
نظرتونو حتما بگید✨
دیدگاه ها (۵)

سناریو سو پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۴

سناریو ایدل رویایی پارت ۳

میبخشی پارت ۵

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت سومروز بعد، ا/ت طبق معمول بعد از کلاس...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۴ — حالا ما چی هستیم؟باران کم‌کم آرا...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط