وقتی.....(درخواستی)
پارت یازده
ا/ت: چـ....چان داری کجا میری؟(گریه)
چان:.....
ا/ت:چان کجا میری؟(با ترس)
بعد از این حرفت چان نگاه ترسناکی برات کرد که خودت آرزو کردی همونجا بکشتت و خلاصه کنه
بعد از گذشت فقط چند ثانیه میتونستی قبرستونو ببینی که توی اون تاریکی فضای وحشتناک تری داشت.خودتو آماده کرده بودی برای همه چی.منتظر بودی که چان بزنه بغل و از ماشین پرتت کنه بیرون و با یه گلوله کارتو تموم کنه و خاکت کنه که چان از کنار قبرستون عبور کرد(آره آره میدونم رو اعصابم ولی خب از یه طرف نمیخواستم تکراری بشه و از یه طرف دیگه کرم داشتم)
نفس راحتی کشیدی و اسکات راحشونو باز کردن و شدت گریه هات بیشتر شد و الان تبدیل به هق هق شده بود تقریبا مرگ رو جلوی چشمات دیده بودی و فک میکردی که چان الان دیگه داره میره سمت عمارت.درسته که نتونستی فرار کنی اما حداقلش الان زنده ای(ایشالا دفعه بعد) و چشمات رو روی هم فشار دادی و سعی کردی خودت رو کنترل کنی
که....
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
ا/ت: چـ....چان داری کجا میری؟(گریه)
چان:.....
ا/ت:چان کجا میری؟(با ترس)
بعد از این حرفت چان نگاه ترسناکی برات کرد که خودت آرزو کردی همونجا بکشتت و خلاصه کنه
بعد از گذشت فقط چند ثانیه میتونستی قبرستونو ببینی که توی اون تاریکی فضای وحشتناک تری داشت.خودتو آماده کرده بودی برای همه چی.منتظر بودی که چان بزنه بغل و از ماشین پرتت کنه بیرون و با یه گلوله کارتو تموم کنه و خاکت کنه که چان از کنار قبرستون عبور کرد(آره آره میدونم رو اعصابم ولی خب از یه طرف نمیخواستم تکراری بشه و از یه طرف دیگه کرم داشتم)
نفس راحتی کشیدی و اسکات راحشونو باز کردن و شدت گریه هات بیشتر شد و الان تبدیل به هق هق شده بود تقریبا مرگ رو جلوی چشمات دیده بودی و فک میکردی که چان الان دیگه داره میره سمت عمارت.درسته که نتونستی فرار کنی اما حداقلش الان زنده ای(ایشالا دفعه بعد) و چشمات رو روی هم فشار دادی و سعی کردی خودت رو کنترل کنی
که....
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۵۳.۸k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط