با همه بی سر وسامانی ام بازبدنبال پریشانی ام

با همه بی سر وسامانی ام بازبدنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگیم هیچ نیست در پی ویران شدن آنیم
آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم
دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تاتوبسوزانیم
آمده ام باعطش سالها تاتوکمی عشق بنوشانیم !
دیدگاه ها (۴)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

ادامه پارت ۱۵ الستور: «مادرم... خودش را هیچ‌وقت در گردنبند ز...

عاشقانه های شبنم

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط