من عاشقم؟ پارت 5

جیسو: نکن اشغال چیکار میکنی دستای نجستو به من نزن که یهو بیهوش شدم
وقتی بیدار شدم روی یه تخت دستو پاهام بسته بود هعی سعی کردم دستامو وا کنمو فرار کنم نمیشد که یهو
کوک اومد تو اتاق
کوک: اخیی کوچولوو دلشتی فرار میکردی
جیسو: به من نگو. کوچولو
کوک: هیس حرف نزن بیبی
کوک بلوزشو در اورد
جیسو: چیکار داری میکنی
کوک: گفتم هیس وگرنه بجز این بازم تنبیه میشیااا
جیسو : مثلا چه تنبیهی؟
کوک: همزمان با دراوردن شلوارش گفت مث اینکه خیلی دوسداریا
اگه دوس داری بعد از این میبینی
جیسو: منظورت چیه
کوک: بعد این میبینی
بعد داشت شلوارمو. میکشید پایین گفتم چیکار میکنی وحشی نکن چیکار داری میکنبی
کوک: دهنمو داشت میبست همزمان گفت خیلی حرف میزنیا بیبی
بعد لباسای منو. دراورد
و روم خیمه زد و با مشت میکوبید تو شکمم
بعد اومد جلو صورتم و دهنمو. باز کرد داشتم داد میزدم که یهو دستشو گذاشت رو دهنمو گفت هیس اگه کسی از این ماجرا چیزی بفهمه خیلی بد تنبیه میشی روزی دوبار باهات همین کارو میکنم
بعدم خابید رومو لبامو بوسید من یهو یه ضربه با شکمم زدم افتاد پایین و گفت هه همکاریتو. دوس داشتم بعد بلند شد و دوباره روم خیمه زد و بعدش رو پاهام دست کشید پ گفت چه پاهای نرمی
جیسو: اره به تو ربطی نداره
کوک: اخیی بیبی ناراحت شدی
جیسو: چشم غره زد
بعد روم دراز کشید و لبامو دست میزد
جیسو: ولم کن
کوک: اخی خسته شدی؟
اوکی بقیه اش بمونع واسه بعد
بعدم گفت اگه کسی از این قضیه با خبر شه بد میبینی
مخصوصا اگه فرار کنی بعد دستو پاهامو. بازکرد و گفت برو حموم واست لباس میزارم جیسو: چشم غره
جیسو: واییی نمیتونم پاشم شکممممممم
خلاصه با هزار بدبختی رفتم حموم و اومدم و لباسامو. پوشیدم
#اسلاید دوم لباس جیسو
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

پارت پنج

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

P10 .PRISAN MAFIA.

اجبار به بدبختی پارت ۲۸

عشق منP5۲ا.ت:جونگ کوک این بچه..مکث کردم کوک آروم آروم آمد سم...

پارت چهار قرمزی 🍨😅و... هانما یهو وحشیانه ات رو بوس کرد ات تق...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط