{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Police man

Police man
Part 9
کوک: حداقل بزار حرفمو بزنم....درواقع حرف بزنیم
ا/ت: بگو..(پوکر)
کوک: دلیلی اینکه بهت نگفتم..این بود که...میترسیدم نزاری برم سر کار...
ا/ت: بقیه هم...
کوک: فهمیدم چی میخواد بگه*.. آره تهیونگ و بقیع هم عضون.. ولی جین از هممون با استعداد ترع و لیدر ماس و یک رئیس هم داریم
ا/ت:...
کوک: چیزی نمیخوای بگی؟
ا/ت: چی میتونم بگم وقتی کل زندگیم دروغ گفتی؟
کوک: ببخشید..میشه منو ببخشی..لطفا بخدا دیگه چیزی ازت قایم نمیکنم چه خوشت بیاد چه نیاد( دیگه کم کم داشت گریم میومد)
ا/ت:..بحث اون نیست بحث اینکه اگه بلایی سر تو بیاد میخوام چه گوهی بخورم ( داد و گریع)
کوک: بخدا.. کسی جرعت نداره نزدیک من بشه
ا/ت: من نمیخوام بلایی سر تو بیاد
کوک: نمیاد..قول میدم..قول میدم وقتی بیام خونه حتی یک خراش هم نداشته باشم
ا/ت: اونکه بهتم گفتم اگه داشته باشی خودم میکشمت.. اگه..فقط یک بلایی سرت بیاد..باید دعا کنی من نزدیکت نباشم چون شاید رئیست دنبال من راه بیوفته
کوک: ا/ت منو نخندون*.. باشه قول میدم:)
دیدگاه ها (۳)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

سناریو خط قرمز پارت ۲

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

سناریو مایکی پارت۷

پارت. 27

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط