{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌻 هوای توی گل فروشی؛

🌻 هوای توی گل فروشی؛
خاروندن ردکش جوراب؛
دیرمیرسی سرکار و رییس هنوز نیومده؛
خنکی اون طرف بالش؛
اسم عطر تو بپرسن؛
لیسیدن انگشتهای پفکی؛
وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛
بوی تن نوزاد؛
وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛
مغز کاهو؛
حرف زدن بچه باخودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه؛

⬅ ️اخر سفر بشینی همه عکس‌هایی رو که گرفتی نگاه کنی؛
وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره؛ وقتی خندت می‌گیره و خندتو نگه می‌داری؛
بچه‌ها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی
با پای برهنه روی شن‌های خیس ساحل قدم می‌زنی

💨 بوی چمن خیس...
زندگی رو ساده بگیرین و از این همه لذت‌های کوچک زندگی خوشبختی رو احساس کنید.
دیدگاه ها (۳)

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۳(last par...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط