{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

KIM V

part 25

کیم وی



بلند شدم بدو بدو تا رودخانه دوییدم کمی آب سرد زدم به صورتم تا حالم جا بیاد.

اصلا نمی تونستم باور کنم تهیونگ همون کیم وی هست که من همیشه می پرستیدمش.

البته الان که فکر میکنم با این شخصیت حمایتگر، اعضایی که جلو پاش خم میشدند،

دستورایی که حتی به جین هیونگ میداد همه یک کلمه رو تو سر من می کوبند:

احمق

از این ضایع تر نبود اما توی احمق نفهمیدی!!

وای خاک تو سرم از موقعی که دیدمش همش که ریدم بهش...

الهه ماه چه غلطی کنم الان چطوری بگم نمیدونستم.

ویو تهیونگ

خودمو معرفی کردم، برگشتم سمتی که اول تا آخر مبارزه داشتم نگاه میکردم.

جایی که کوچولوم نشسته بود و زیبایی بی همتاش همه جا رو روشن کرده بود.

دیدم با شوک داره به من نگاه میکنه، اصلا یادم نبود ا.ت نمیدونه من کیم وی هستم.

بهش یه چشمک زدم که بدونه چیزی عوض نشده.

یهو بلند شد و از بین جمعیت رفت.

منم رفتم پیش جین و گفتم ۳۰ دقیقه دیگه هماهنگ بشه برای مبارزه بعدی و دنبال خرگوش کوچولوم رفتم.

داشتم دنبالش میگشتم میدونستم همین اطرافه چون رایحه خوش بوش همه جا رو گرفته بود.

کنار رودخانه دیدمش که داره با خودش غر غر میکنه...

آروم رفتم تو گردنش تا متوجه بشم چی میگه وقتی حرف آخرشو شنیدم گفتم:

نمیخواد چیزی رو ثابت کنی خرگوشک من خودم میدونستم اطلاع نداشتی

از صدای من به این نزدیکی جا خورد نزدیک بود بیوفته تو رودخانه که گرفتمش و تو بغلم پرتش کردم.

آخیش چقدر دلم براش تنگ شده بود، انرژی گرفتم.

صورتشو آوردم بالا گفتم:

مراقب باش خرگوش کوچولو، چیشده چشمات آماده باریدنه؟!


ا.ت: ببخشید کیم وی این مدت خیلی اذیتت کردم من فقط چون احساس راحتی داشتم پیش شما اینطور بی نزاکت رفتار کردم.
لطفا منو ببخشدد
بعد زد زیر گریه...

تهیونگ: گریه نکن خرگوشم

من اگر میخواستم تو هم مثل بقیه با من رفتار کنی که بهت میگفتم واقعا کی هستم.

تو برای من خاصی

از همون روز اول که دیدمت تو مدرسه یه تیکه از یخ های قلبمو شکستی و چشمای عسلیت تو قلب من جا گذاشتی.

برای همینه که تو تنها کسی هستی که واقعی ترین روی من رو شناختی...

لقب که خیلی زیاده برای توصیف حسم

تو الان همسفره دل بی قرار منی...

خانوم کوچولوی منی...
..‌.

خب خب
۱ ساعت دیگه دوتا پارت دیگه هم میزارم
دیدگاه ها (۱۷)

KIM V

KIM V

رمان جدید از جونکوکاسم: چرا عاشقت شدم میشل داشتم از کافه بیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط