{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌵💚

🌵💚
قبیله ای یک تنه ام
در تنم جنگ است
در دلم جنگ است
در سرم جنگ است
تو اما فقط کسی را میبینی
که از میان هزاران سوال زندگی اش
یکی
و یکی را
تکرار می کند « خوبی؟»
من می توانم ساده ترین گیاهان را جوری به تاول ها بچسبانم که تنهایی شان سرباز کند و خالی شود اما
خودم را
هیچ جنگلی بند نمی آورد
چگونه باید بگویم
این سنجاق سینه ی شکل سنجاقک
روح دلتنگ آن عقاب غمگینیست
که مرا درجا
تبدیل می کند به هزاران کبک.
هزار کبک خرامان خسته ی سرگردان
سرم را که برگرداندم
گیاهان از روی زخم هایم به ریشه هایشان باز گشته بودند
و چراغ قرمزی که پشتش ایستاده بودیم
آتشی بود که نمی شد در فاصله ی کوتاه سی ثانیه
پیاده شویم و دورش برقصیم.
نگاه کردم
در اعماق ماشین های مجاور
قبیله ها ی یک تنه ای بود
که زیر یک سقف
اوار می شدند.
نگاه کردم
اما
ندیدم.
من خسته ام عزیزم
و واقعا نمی دانم
باید به کدام آرزویم برسم
که دیگر
رسیده باشم

#قبیله #جنگ #تن #تکرار #کاکتوس #خسته #سقف #دلگیر #دلتنگ #آرزو #چراغ #فاصله #باران #آرامش #متن
#wallpaper #عکس_نوشته #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۵: پژواکِ سکوت در هزار کیلومترید...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

p31

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط