#part3

#part3

رفتیم مغازه بعدی که کفش فروشی بود کفشای خیلی قشنگی داشت من یک جفت کفش  ysL مشکی خریدم که خیلی به لباسم میومد

آنا : تیارااااا ببینن این کفشووو چه قشنگههه

+ خب باشه چه خبرته همه دنیارو خبر کن حالا

آنا پشت پلکی نازک کرد خیلی ناز نازی بود

+باشه عخشم ببخشید بیا بریم بگیم برات بیاره

آنا : باش

پوشید خیلی بهش اومد همینو خرید .

توی راه برگشت کلی خوراکی خریدیم و برگشتیم خونه ، امشب آنا خونه ی ما میموند چون فردا می‌خواستیم باهم آماده بشیم
پارتیم ساعت ۷ شروع می‌شد لواسون بود یعنی حدود ۲ ساعت توی راه بودیم
...........................

+آنا بیار اون چیپس و پفکو فیلم شروع شددد

آنا : تیارا یکم صبور باشششش

داشتیم فیلم ورونیکا رو میدیدم خیلی ترسناک بود البته اینم که من ترسو ام بی تاثیر نیستااااا
آخه یکی نیست به من بگه دختره احمققق وقتی تا یه هفته بعد این فیلم مثل سگ میترسی چرا میبینی واقعا هم منو آنا چسخلیم بخصوص آنا  بیچاره وقتی خدا داشت عقلو تقسیم می‌کرد این

آنا چلغوز توی دستشویی بوده هعی اینم از رفیق ما

تازهههه فکر کردین برای چی اصرار به این پارتی دارههه که بریم بخاطر این که کراش چسخل تر از خودش توی اون پارتیه

آنا : تیارااااااا
+ وای چته سکته کردم
آنا : یک ساعته دارم صدات میکنم
+خب حواسم نبود  پاشو بریم بخوابیم

رفتیم دوتامون رو تخت من انقدر فک زدیم که خوابمون برد
دیدگاه ها (۰)

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

پنهان عشق

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁷ویو انیاخیلیییی حوصله سر بر بود منتظر بو...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -----------Part:24

مافیای من

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط