چندشاتی جیهوپ

چندشاتی جیهوپ

part 3
که یهو جیهوپ ماشین رو نگه داشت و زد بغل..

- میخوام‌یچیز بهت‌بگم...

+بله.. می‌شنوم

جیهوپ‌نفس عمیق کشید...

- ات.. شاید برات تعجب آورد باشه.. ولی من عاشقتم ..

ات خندید

+شوخی جالبی بود... مرسی که منو میخندونید

جیهوپ جدی شد و اخم کرد..

- کامل‌جدی هستم..

+ولی استاد..

-جیهوپ صدام کن...

+ولی جیهوپ..من خجالت‌میکشم این حرفو می‌زنید..

-حقیقته.. چیکارش کنم؟

+واقعا دوستم دارید؟

-اول رسمی صحبت نکن.. راحت باش... دوم آره عاشقتم..

+من...

-تو؟

+منم عاشقتم...

جیهوپ‌نیشخند زد و کیس فرانسوی را آغاز کرد
دیدگاه ها (۳)

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

چندپارتی یونگی

چندپارتی جونگ کوک

🖤 مافیای من — قسمت ۲۲چیزی که جونگکوک پنهان می‌کردات هنوز به ...

سناریو

🖤 مافیای منقسمت پنجم | لبخندی که هیچ‌کس ندیده بودات هنوز به ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

#برادر ناتنی من

چند روز بعد، تهیونگ تصمیم گرفت روش جدیدی امتحان کند.این بار ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط