{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کبوتر دل من بی قرار می چرخد

کبوتر دل من بی قرار می چرخد
به دور گنبد آن شهریار می چرخد
کسی کنار من انگار یا علی دم داد
دوباره روی لبم نام یار می چرخد
همیشه سینه به سینه حکایت مِهرش
میان مردم این روزگار می چرخد
حکایت لب تیغ و فرار یک لشگر
همینکه در کف او ذوالفقار می چرخد
شروع می شود این شعر و لکنتم، تو ببخش
زبان به مدح تو بی اختیار می چرخد
که مشق نام علی کار این زمینی نیست
حریف مدح تو علامه ی امینی نیست

هر آنکه گم شده مولا! به راه محتاج است
چنان که شام سیاهی، به ماه محتاج است
به ذکر نادعلی من همیشه محتاجم
همیشه سینه ی زخمی به آه محتاج است
ز باز کردن چشم تو صبح معنا شد
که تیره ی دل شب بر پگاه محتاج است
گرفته دست فلک گوشه ی عبای تو را
چو کودکی که به یک سرپناه محتاج است
مرا به یک ثمن بخس هم شده تو بخر
که شاه هم به غلام سیاه محتاج است
ببخش! پادشه بی نیاز یعنی تو
رکوع و بخشش بین نماز یعنی تو

ملک ز خاک نجف دُرّ ناب حاضر کن
ذبیح بر قدم بوتراب حاضر کن
دخیل باده ی ساقی نما دو دست مرا
برای مستی دائم شراب حاضر کن
برای دیدن چشمش چقدر دلتنگم
برام عکسی از او بین قاب حاضر کن
دوباره سوی نجف میروم خدا را شکر
دیدگاه ها (۱)

چقدر حجاب بهش میاد ولی حیف

آيا مي خواهي كفاره ي شصت سال گناه خود را بدهي و پاداشي معادل...

.

◾◾◾▪باز باران با محرم▪میخورد بر بام قلبم▪یادم آمد کربلا ...

عاشقانه های شبنم

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

سناریو اوبیکاکا

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط