فیک اتفاق. پارت ²
از زبان ا/ت:
ما بعد از کلی عشق و حال تو بوسان به خونه برگشتیم و تصمیم گرفتیم مامان و بابا رو سورپرایز کنیم. پس من خیلی آروم در رو باز کردم.
مامان داشت ظرف هارو میشست. من برای اینکه سرگرمش کنم رفتم در یخچال
ا/ت: اومـــــــــــــاااااااااااا. گشــــــــــــنمهههههههههههههههه
بعد با دستم یه علامت به کوک دادم که یعنی الان وقتشه......
از زبان کوک: فکر نمیکردم اینجوری از دیدن من خوشحال بشن. یه لحظه فکر کردم که میخوان از خوشحالی سکته کنن. قراره جمعه این هفته برم سئول. و از اونجایی که امروز چهارشنبه هست، ممکنه ناراحت بشن.
از زبان ا/ت:هاااااا؟ یعنی به این زودی شب شد؟؟؟؟؟؟ ولی برای ما نه.......
(مث اینک ا/ت خوابش برده🤣🔪🙈)
.... نه ما نمیخوابیم. قراره تا صبح بیدار بمونیم حال کنی.... م
(-.-)Zzz..
(ا/ت، اینقد جوگیر نشو. فردا هم هست😅)
خررررررر پفففففف
(این صدای خروپف کوک و ا/ت عه😑)
(6:00)
(صدای آلارم کوک تو کل خونه پیچیده)
از زبان کوک: یعنی به این زودی صبح شد؟؟؟؟؟؟ ولی من بیدار نمیشممم.( آلارم رو میبینه) ودف، فکر کنم یادم رفته آلارمم رو ساعت 9 بزارم. این ساعت برای وقتیه که سئول بودم(آلارمو خاموش میکنه و میگیره میخوابه (آخی بچم خوابش میا. آلارم چرا اینقدر عذابش میدی؟))
9:00
(ا/ت و کوک هنوز خوابن.ا/ت بالش رو برمیداره میزاره رو سرش تا صدای آلارمو نشنوه.بل بل.این همون ا/ت عه که نمیخواست بخوابه و الانم بیدار نمیشع😑😅)
ما بعد از کلی عشق و حال تو بوسان به خونه برگشتیم و تصمیم گرفتیم مامان و بابا رو سورپرایز کنیم. پس من خیلی آروم در رو باز کردم.
مامان داشت ظرف هارو میشست. من برای اینکه سرگرمش کنم رفتم در یخچال
ا/ت: اومـــــــــــــاااااااااااا. گشــــــــــــنمهههههههههههههههه
بعد با دستم یه علامت به کوک دادم که یعنی الان وقتشه......
از زبان کوک: فکر نمیکردم اینجوری از دیدن من خوشحال بشن. یه لحظه فکر کردم که میخوان از خوشحالی سکته کنن. قراره جمعه این هفته برم سئول. و از اونجایی که امروز چهارشنبه هست، ممکنه ناراحت بشن.
از زبان ا/ت:هاااااا؟ یعنی به این زودی شب شد؟؟؟؟؟؟ ولی برای ما نه.......
(مث اینک ا/ت خوابش برده🤣🔪🙈)
.... نه ما نمیخوابیم. قراره تا صبح بیدار بمونیم حال کنی.... م
(-.-)Zzz..
(ا/ت، اینقد جوگیر نشو. فردا هم هست😅)
خررررررر پفففففف
(این صدای خروپف کوک و ا/ت عه😑)
(6:00)
(صدای آلارم کوک تو کل خونه پیچیده)
از زبان کوک: یعنی به این زودی صبح شد؟؟؟؟؟؟ ولی من بیدار نمیشممم.( آلارم رو میبینه) ودف، فکر کنم یادم رفته آلارمم رو ساعت 9 بزارم. این ساعت برای وقتیه که سئول بودم(آلارمو خاموش میکنه و میگیره میخوابه (آخی بچم خوابش میا. آلارم چرا اینقدر عذابش میدی؟))
9:00
(ا/ت و کوک هنوز خوابن.ا/ت بالش رو برمیداره میزاره رو سرش تا صدای آلارمو نشنوه.بل بل.این همون ا/ت عه که نمیخواست بخوابه و الانم بیدار نمیشع😑😅)
- ۴.۷k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط