درخواستی

وقتی به بوش ویار داری

ات+
جیمین-

«ات و جیمین ۲ ساله ازدواج کردن
ات بارداره دوقلو دختر و پسر »


ات ویو

صبح که بیدار شدم مثل همیشه نبود و جای جیمین خالی بوده
اخخخ درسته امروز تمرین داشت و تا شب نمیومد
نمی‌دونم چرا ولی جدیدا از وقتی حامله شدم خیلی بیشتر به بغلاش نیاز دارم و دوست دارم
تو بغلش باشم و عطرشو به خودم برسونم


رفتم یکم نوتلا و چایی خوردم
یه زنگ زدم به جیمین تا مطمعن بشم حالش خوب باشه

(چون گوشیه اعضا تو سالن تمرین نیست ات به تلفن سالن زنگ میزنه)

؟کماپنیه بیگ هیت بفرمایید

+سلام خسته نباشید

؟خیلی ممنون
چطوری میتونم کمک کنم ؟

+من اتم همسر پارک جیمین

؟اوه درسته ات شی سلام

+میتونم یه لحظه باهاش صحبت کنم؟


؟البته ،الان صداش میکنم

+مچکرم

.........

-الو؟

+جیمینننن

-سلامم پرنسس

+سلاممممم

-حال خانومم و بچه هام خوبه؟

+ارهه

-ببخشید صبح صدات نزدم گفتم بخوابی بهتره

+نه اشکالی نداره
خوبی؟

-اره پرنسس خوبم
من قول میدم تا ساعت ۷ یا ۸ برگردم باشه؟

+باشههه

-چیزی لازم نداری؟

+نه

-اگه کاری داشتی یا چیزی می‌خواستی یا هرچیزی بهم زنگ بزن و اگه خواستی جایی هم بری بهم اطلاع بده باشه ملکم؟


+چشمم

-کاری نداری ؟من برم پیش پسرا ؟صدام میکنن

+بروو خسته نباشی عشقممم

-من فدای شما بشم مامان کوچولو

+بای بایی

-بای باییی


پایان تماس

چون با شریک زندگیش صحبت کرده و بود و از اینکه حالش خوب بود مطمعن شده بود خیالش راحت بود


یکم با بچه هایش صحبت کرد و بهشون گفت چقدر منتظره تا ۵ ماه دیگه برسه و بتونه بغلشون کنه


ساعت ۶

ات رفت حمام و اومد بیرون

دیگه زیادی دلتنگ شوهرش بود و از بی تابی داشت جون میداد

به کمپانی زنگ زد

«داخل کمپانی»

؟اومد برداره

-یه لحظه صبر کن
میشه از روی شماره بخونی؟

؟...........(خوند)

-شماره اتس بزار خودم جواب میدم

؟بفرما

-الو؟

+جیمینن

-سلام خوشگل خانم

+سلامم

-جونم عزیزم

+جیمین کی میای خونه

-چرا؟چیزی شده؟

+چیزی نشده فقط خیلی دلم برات تنگ شده

-من فدای اون دلت بشم بزار با بنگ شی صحبت میکنم زودتر میام

+جیمینا

-جون جیمینا

+من دلم بغلتو میخواد

-الهی فدات بشم من پرنسسم الان میام خوشگلم میام ملکمو بغل میکنم

+باشههه برو صحبت کننن

-چشممم

+خدافززز

-بای باییی

پایان تماس

بنگ شی هیوک&
(بره بمیرهههه)

-در زد

&بیا تو

-هیونگ میشه امروز زودتر برم؟

&چرا؟چیزی شده؟

-هیونگ می‌دونی که ات بارداره و باید برم پیشش

&اره میتونی بری
حواست بهش باشه پسر

-هست هیونگ اون پرنسسمه


& خوشحالم با رابطتون مخالفت نکردم

-(لبخند)

&برو دیگه خانومت تنهاس

-خدافظ

&به سلامت


-(میاد بیرون)


با پسرا خدافزی می‌کنه و می‌ره تو ماشین
می‌ره یه بسته لواشک و شکلات میخره(خدا شاهده نمی‌دونم وقتی دوقلو میشه باید ترش بخوره یا شیرین)

و می‌ره خونه

زنگ میزنه

‌ات درو باز می‌کنه

-سلام خانوم کوچولوم

+سلاممممم

(بغلش می‌کنه)


-اینا مال شماست(میده به ات)

+مرسسسسیییییی

-قابل پرنسسمو نداره

-شام چی میخوای؟

+نمی‌دونم

-میخوای با پسرا بریم بیرون؟

+اره اره ارهه

-پس زنگ میزنم

+باشهه

«جیمین لباساشو عوض می‌کنه و میاد رو کاناپه میشنه و ات تو بغلشه»

تهیونگ:جونم جیمین

-ته امشب کار داری؟

تهیونگ:نه چطور؟

-میتونی بیای بریم شام بخوریم با دخترا؟

تهیونگ:اره چرا کنه نه

-اوکی پس بهت لوکیشن میدم

تهیونگ:اوکیی بای بای

-فعلاا

«جیمین به همه زنگ زد و همه موافقت کردن و رفتن شام خوردن»

شب توی خونه

+جیمین

-جونم


+ممنونم عزیزم

-چرا؟

+واسه همه چی

-وظیفمه دختر کوچولو

+دختر کوچولو؟؟من دارم مامان میشممم

-تو همیشه دختر کوچولوی من باقی میمونییی


+یاااااا


-کیووت بگیر بخواب

+شب بخیرررر


-خوب بخوابی عزیزم

ات تو بغل جیمینه و حسابی مشامشو با عطر شوهرش پر می‌کنه که در همون هین خوابش می‌بره


end
دیدگاه ها (۹)

#میکاپ_آرتیست_من

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ده 𓆪 🖤🥀ات به جیمین خیره شد.ـ «تو وا...

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

بخشی از ولاگ جی وو خواهر جیهوپ 👨🏻‍🦳: خواهرت رسیده.  🐿️: آره....

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#برادر ناتنی من

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط