{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخشی از ولاگ جی وو خواهر جیهوپ

بخشی از ولاگ جی وو خواهر جیهوپ
👨🏻‍🦳: خواهرت رسیده. 
🐿️: آره. 
👨🏻‍🦳: داره به مامان کمک میکنه پنکیک درست کنه. 
🐿️: اوه، جدی؟ مامان داره پنکیک درست می‌کنه؟ 
👨🏻‍🦳: آره. 
🐿️: باید به گربه‌ها غذا بدم.
👩🏻: وسط تعطیلات زنگ زده، ولی اصلاً ادب نداره! 
👩🏻: فقط همینو پرسیدی؟ همین؟ 
👩🏻: «به گربه‌ها غذا دادی یا نه؟» واقعاً فقط همینو پرسیدی؟ 
🐿️: خ... چوسوک تو هم مبارک! 
👨🏻‍🦳: باشه، باشه. کارت رو تموم کن و بیا اینجا. 
🐿️: همین که برسم، میام پیشتون. 
👨🏻‍🦳: باشه، باشه، زود بیا. 
🐿️: باشه، باشه. 
👩🏻: خداحافظ!
⋆
⋆
⋆
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

BTS Reaction اداستان:تو عضو هشتم BTS هستی و بعد از یه دعوای ...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط