{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام من کیم ا.ت هستم ۲۳ سالمه

سلام من کیم ا.ت هستم ۲۳ سالمه
توی شرکت آقای پارک کار میکنم
با خانوادم تو عمارت آقای پارک زندگی می‌کنیم
مامانم اجوما ی اونجاس
بابام منشی آقای پارک
منم منشی پسر آقای پارک
.......................................................................................................
p.t1
امروز رئیس میومد و ما حاضر و آماده توی سالن جلسه منتظر بودیم
در باز شد و یه پسر خیلی جذاب اومد تو
تعظیم کردیم رفتم جلو و گفتم :سلام من کیم ا،ت منشی شما هستم آقای پارک
جیمین:سلام برنامه چیه خانم کیم.. ،ا.ت:عا الان معرفی کل پرسنل و ناهار. باهاشون
عصرم یه جلسه با شریک های شما.
شبم یه پارتی کوچیک با شریک هاتون دارید
جیمین:اومم خوبه مرسی خانم ا،ت
خیلی جذاب بود لعنتی
(پرسی از زمان)
عصر وقت جلسه بود تمام وسایل مورد نیاز رو آماده کرده بودم
دیدم جیمین صدام میکنه رفتم دفترش
جیمین:خانم کیم
ا.ت :بله قربان
جیمین:بیا بشین کارت دارم،خانم کیم
میخوام خودتونو کامل معرفی کنید
با جرئیات
بعدشم لیستی از مهمون های پارتی و کارکنان میخوام
ا.ت:عا من کیم ا.ت ،متولد ۲ آوریل ۱۹۹۸
دو رگه، بابام ایرانی، مامانم کره ای
بعدشم ..... از نظر اوضاع مالی خو مشکلی نداریم
بابام منشی و مامانم سر کارگر یه عمارت
جیمین :خوبه خانم کیم میخوام امشب پارتی بی‌نقص باشه
ا.ت :چشم قربان
رفتم پشت میزم دیدم دیره و رفتم خونه
(ویو ا.ت تو خونه)
رسیدم خونه و لباسامو عوض کردم رفتم تا آب بخور که در زدن
م ا.ت :ا.ت درو باز کن
ا.ت؛چشم
در و باز کردم که چشمام چهارتا شد......
دیدگاه ها (۰)

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

سرنوشت پارت (۱۲)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی. پارت³ویو ات:صبح...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

سناریو بونتن پارت۵

مرد من ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط