{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#𝐏𝐀𝐑𝐓.8

بعد از یِ حمومی که کلی پروسه داشت بلاخره اومدم بیرون
که با دوتا خدمتکار دیگه توی اتاقم مواجه شدم وسایلی دستشون بود
همون خدمتکاری که باهام تو حموم بود شروع کرد به خشک کردن موهامو اون دوتاهم لباس تنم کردن به خودم که اومدم دیدم نشستم روی تخت و یک لباس خو..ا..ب تنمه خدمتکار داره باهام حرف میزنه

-خانم این عطر رو ارباب دوست داره لطفا از این استفاده کنین

اومد طرفمو یکم عطر زد روی گردنو دستام بعدم رفت طرف درو بیرون رفت از استرس لبمو زیر دندونام له کردم.

با صدای دادی که از سالن به گوشم رسید شونه‌هام از ترس بالا پرید
سراسیمه به طرف در رفتم و گوشمو چسبوندم بهش

-مادر من مگه من نگفتم زن نمیخوام رفتی برا خودت سرسری تصمیم گرفتی منو تو عمل انجام شده گذاشتی راحت شدی هااان؟

+پسرم اخه منم ارزو دارم میخوام نوه‌تو ببینم به تو باشه که تا ده ساله دیگه‌ام زن نمیگیری

ایندفعه ارباب با صدایی شبیه نعره داد زد

-من باید کسی رو که عاشقش باشم پیدا کنم باهاش ازدواج کنم این دختره دهاتی رو برداشتی اوردی زن من کردی شأن منذلت برای من نذاشتی دختر قحطی بوووود

صدای ارباب اکو میشد توی سرم

-دختره دهاتی...دختر کممم بود...شأن و منذلت برام نذاشتییی

دیگه نمیتونستم رو پاهام وایسم و حس میکردم یک سنگ سنگین گذاشتن روی قفسه سینم نفس کشیدن برام سخت بود پخش زمین شدم

حالا اون علامت سوال توی ذهنم داشت از بی جوابی در میومد اون سوالی که چرا ارباب موقع خواستگاری نیومد بگو اصلا نمیدونسته
اخ حورا اخ که تو چقدر بدبختی چقدر سیاه بختی چه هیزم تری به کسی فروختی که داری اینجوری جواب پس میدی

صداهای داد بیداد پایین قطع شد ترسیدم که الان بیاد بالا و منو پشت در ببینه باز عصبانی بشه زود بلند شدم و اشکامو پس زدمو روی تخت نشستم
که با صدای باز شدن در و نفسهای سنگین و عصبی ارباب جرئت بالا گرفتن سرمو نداشتم...
دیدگاه ها (۰)

Enemys Embrsce [ part ۳۷ ]

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

پارت ۱۱

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²³ویو: اتماشین بالاخره جلوی عمارت ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_28کوک: اههه بس کنید دیگه باشید بریم. زود...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط