{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم از علاقه ام میگفتم

داشتم از علاقه ام میگفتم
حرفم را قطع کرد
گفت من یکی را دوست دارم که مرا دوست ندارد
گفتم من هم ...
گفت تا ابد دوستش خواهد داشت
با ترس دستش را گرفتم
گفتم من هم ...
دستم را رها کرد
کنارم بود اما سهم من نه!
یادم رفته بود که زندگی همین است
من با عشق کسی دیگر
و عشق من با دیگری
این تنها وجه اشتراکمان بود
دیدگاه ها (۱۰۰)

رها💔 خیلی وقت ها به خودم گفتم تموم شدولی هربار که تموم شد، ت...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

تا وقتی فراموش شوم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

رومان قطره قرمز (پارت 2)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 206♡⁠。⁠)⁩يکي از...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۴خندیدم و دستمو سمت موهاش بر...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط