پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنم

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پذیرفت. شبی پیرزن آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند . اما صبح پیرمرد دیگر هرگز بیدار نشد و آن صدای ضبط شده لالایی هرشب پیرزن شد ...
#negar81
دیدگاه ها (۲)

فاصله یک لبخند تا جنون

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«سه حقیقت؟»ریگیلوس جواب داد:«نه.»نگاهش روی...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 24نگهان..... چراغ‌ های مدرسه یکی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_37فصل شانزدهم |...

پارت اخر

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۹چراغ‌ها ناگهان روشن شدند.اتاق ک...

.....پارت چهارم.....

ادامه پارت ۲ صدای خش‌خش از داخل اتاق شنید. مانیا عقب رفت. «...

Part:2🥀تهیونگ از کمر آن دختر رقصنده (رُزا)گرفت و به سمت یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط