his favorite strawberry

part 26
با دیدن هاریم چشمام گرد شد مگه الان نباید می‌رفت مدرسه ؟
٪سلامممم
+تو مگه نباید می‌رفتی مدرسه؟
٪امروز جمعه است
چی؟چطور ممکنه ؟؟اون همه با استرس رفتم و اومدم خدایااااا
+مامان و بابا کجان؟
٪صبح‌ رفتن فرانسه سفر کاری
+چیییییی؟
وجی:جای شکرته
+کم شکر بخور
٪واقعا رفتن برات هم یک نامه نوشت
+راستی دیشب چی شد؟
٪اوممم دیشب..یادم نیست
+واییییی بچه ی من الان قراره بی پدر باشه؟
٪اها‌ دیدم نمیای به مامان گفتم رفتی خونه نامزدت و شب اونجا موندی
+وایییی چرا منو نیاوردی خونه؟
٪دیشب خیلی تو حلق جعون بودی دلم نیومد
مگه اون تهیونگ نبود؟
+راستی دیشب دیدمت داشتی از جیمین لب می‌گرفتی ها کلک
وجی:حیا کن خواهر حیا
دیدم هاریم قرمز شد اخی بچم خجالت کشید
+بیا سوپ میل کن..سوپ خماری درجه یک
٪قبلش با آمبولانس تماس نگیرم؟
+نه زنگ بزن مرده شور خونه نوبت بگیر
٪پیشنهاد خوبیه
٪اونی..راستش باید یک چیزی بهت بگم
+چی؟؟؟؟
٪میدونی مامان بابا رفتن سفر کاری و این قراره دو سه سال طول بکشه
+منظورت چیه؟پس چرا به من هیچی نگفتن؟
٪منم امروز فهمیدم دیشب میخواستن بهمون بگن و یک چیز دیگه..ام‌ خب می‌دونی من بدون مامان و بابا نمیتونم زندگی کنم و از اونجایی که درسم خوبه این دو سه سال می‌خوام برم فرانسه
+صبر کن بزار هضمش کنم..تو هم میخوای بری؟
٪ام..اره و در رابطه با جیمین ممنون میشم اگه همه چیزو براش توضیح بدی
+آها باشه
باورم نمیشه در عرض این چند روز اینهمه زندگیم تغییر کرده منم میخواستم باهاشون برم ولی درسم اونقدرا هم خوب نیست از طرفی من چون نامزد جعونم نمیتونم از کره خارج بشم چون خطرناکه و ممکنه دشمناش به جونم بیوفتن در اصل خانواده ما و جعون دو تا خانواده مافیاییه و سفر کاری و... همه اش بهونه ای برای ایجاد پایگاه توی فرانسه است
به خاطر همین می‌خوان هاریم رو ببرن ولی من چون نامزد جعونم هر اتفاقی بیوفته اونا ازم محافظت میکنن
من از خیلی وقت پیش این جریان رو میدونستم ولی نخواستم جلوی هاریم بروز بدم

ویو بعد از ظهر
صدای گوشیم بلند شد که دیدم بیب کصخلم داره زنگ میزنه
جنی$
هارین+
$سلامم خوک خوشگلم
+سلام مار دو سرم چه مرگته؟
$میای بریم دور دور؟دو تا داداشم هستن دوستاشون هم میارن منم گفتم خب هزینه اش با اوناعه پس چه اشکالی داره منم براشون خواهری کنم؟
+اوکی هاریم هم بیارم؟
$اره منم به رزی میگم..فیلیکس هم میاد

به هاریم خبر دادم
یک تیشرت لانگ سیاه با یک شلوار لی سیاه پوشیدم و کت سیاه هم روش پوشیدم و عطر پرس کشم رو زدم
وجی: چشمم روشن از کجا خریدی ؟ادرس بده ما هم بخریم
+عاسیسم این شخصیه فوضولی نکن
از اتاقم خارج شدم که هاریم رو دیدم به کیوت ترین شکل ممکن تیپ زده بود
یک دامن صورتی پاستیلی نسبتا کوتاه و یک کت همرنگ دامنش پوشیده بود
+جووووون شماره میدی خوشگله؟
لبخنده زد و موهاشو پشت گوشش انداخت
٪نه
وجی:تخریب ۱۰۰۰۰/۱۰
چشم غره ای بهش رفتم
دیدگاه ها (۹)

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

ادامه پارت (۱۴)

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

پنهان عشق

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط