بنشین و برای من نامه ­ای بنویس

بنشین و برای من نامه ­ای بنویس

از خودت بگو

چیزهایی که گمان می­ کنی

فراموش کرده ­ای

ولی هنوز

به آنها فکر می­ کنی



از روزمرگی ­هایت

هر اتفاق کوچکی

که قلب بزرگت را به درد می­ آورد

و همراه تو

به رختخواب می ­آید



از چین و چروکهای صورتت

سفیدی موهایت

از گریه ­هایی که زیر دوش آب گرم

شسته می­ شوند

و دور از چشم نزدیکانت

به فاضلاب می­ ریزند
دیدگاه ها (۲)

همان روز، نامه‌ای از مرز شمالی به عمارت رسید.دست‌خط نایک بود...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

**پارت ۱۶**پیشونی‌اش رو به پیشونی‌ات چسبونده بود و نفس‌هاش د...

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

پروانه جان

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_45فصل نوزدهم | ...

پارن ²ساعت ده شب؛ تیمارستان روانی سنت‌ماری.راهروها در سکوت ف...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط