part ۱۹

part ۱۹

_رسیدیم
+ممنون ددی
_خواهش
با تهیونگ از ماشین پیاده شدیم رفتیم به سمت خونه من درو باز کردم وارد خونه شدیم
+بزار من وسایلمو بردارم بیام
_اوک. منم بیام؟؟
+آره بیا کمکم کن
_چش🫡
با تهیونگ رفتیم سمت اتاقم
+خب آقا تهیونگ خوب شد اومدی از بالای کمد چمدون رو بده
_چشم
تهیونگ چمدون رو داد گذاشتم روی تخت رفتم به سمت کمد در کمد رو باز کردم تا لباس هارو بردارم که یهو ...
تهیونگ از پشت بغلم کرد
_میتونم گردنتو ببوسم
+چرا که نه فقط کبود نکن
_هعی
+نکش
_باش
تهیونگ سرشو برد به سمت گردنم و شروع کرد به بوسیدن منم داشتم لباس جمع میکردم که یهو گاز گرفت
+عاحح.داری چیکار میکنی درد گرفت
_اخه خوشمزه هست
+گردنم؟؟
_آره
+من قهرم
_چرا فدات بشم؟؟
+گردنم خوشمزست لبم نه؟؟
_لبت از اونم خوشمزه تره
+واقعا؟؟
_آره پرنسسم
+هپی هپی
_کیوت
+خب دیگه بسه
_اوک جمع کن بریم
+دلم نمیخواد از خونم برم
_هعی خدا
+چیه
_عزیزم داری میای پیش من اونجا باهم زندگی میکنیم
+هوم
_بعضی وقتا میاییم اینجا میمونیم
+واقعا؟؟ (ذوق زده)
_آره عروسک ددی
+مرسی عشقم
_باید یچیزی بدی
+چی هرچی باشه قبول
_صبح گفتم
+چی یادم نمیاد
_عع
+بزار فکر کنم
_فکر کن
+آها اوک قبول
_خوبه کوچولو

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۴)

پارت ۷: پیشنهادِ وسوسه‌انگیزِ جیمین!با سرعت از اون راهرو و ا...

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

رمان

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۳۹

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟗+ت تو چیکارکردی -قشنگم اینقدربدم میادشوهرتومیخوای گول ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط