مرد میدان

وسط میدان صبحگاه دست هایش را بالا گرفت، یک دستش وصیت نامه امام بود، یک دستش نامه حمایت از یک نامزد انتخابات، گفت حالا کدام را انتخاب کنیم؟
فرصت نداد کسی حرف بزند، وصیت را جلو آورد و گفت: وصیت امام، امام گفته پاسدار ها در سیاست و طرفداری از جناح ها دخالت نکنند.

#مرد_میدان
دیدگاه ها (۳)

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

پارت ششم — دوبارهچند روز گذشت.یورا کم‌کم به بازار و کوچه‌های...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هفتمکوک دوید.نه آن‌قدر که صدای ...

📣 به مناسبت ۱۷ مهرماه؛ سالگرد تنفیذ حکم دوره اول ریاست‌جمهور...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

{محکوم به لمس } part ۲۲ 杂交种 ناگهان ترس لو رفتن در دل آرو کا...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿t 22مرد درانتهای راهروایستاده بودا...

پرنسس ناخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط