پدرخوانده
پدرخوانده
p13
-خب بچه گوش کن
+بچه نیسم
-لال پلیززز
+خب
- میخام یه نقش برام بازی کنی
+جاننن
-جاسوسی
+جاسوسی؟
بوی سیگارش همه جارو گرفته بود
-چیه نکنه فک کردی مثل فیلما قراره نقش دوست دخترمو بازی کنی
+منظورم این نبود در عوضش چی میگیرم
-در عوضش میفرستمت فرانسه تا با مادر بزرگت زندگی کنی
+قبوله
تهیونگ:بدونه اینکه بدونی میخوای چیکار کنی قبول کردی
+مشکلش چیه
تهیونگ:هیچی...
تهیونگ برعکس کوک آدم خنده رو مهربونی بود مثل اون یه پسر یخی نبود
-فردا ساعت دو بیا پایین
+ولی کارای خونه
-دیگه قرار نیست انجامشون بدی
+عوم عالیههه
تهیونگ: خدافظ جوجو
+خدافظیی
عرر چقد بازه او مامانیههه آدم دوست داره لپاشو تا ته بکشههههه شوگولیییی عرررررر *با تهیونگه🗿🚬*
اون پسره یخی رو اتیشم بزنی بازم یخه....
هی
*فردا*
اخجوننن ساعت ده بلخره یشب کامل خوابیدمممم
خب میدونی وقت انتقامههه لیلیلیلی
+اوه سلام اجوما*نیشخند*
یهو دستم کشیده شد و یه سیلی نصیبم شد
آجوما:بهتره زیاد به جونگ کوک نزدیک نشی وگرنه بد میبینی چون اون مال لیاست لیا
پس اسمش جونگ کوک بود یه قطره از گونم افتاد واقعا جاش میسوخت
تهیونگ:چخبره
آجوما:او جناب کیم راستش ا.ت از پله ها افتاده بود ما داشتیم کمکش میکردیم ا.ت عزیزم خوبی
تهیونگ:جدی
تهیونگ اومد سمتم
تهیونگ:هی تو خوبی
+اره اره خوبم
تهیونگ: دفعه بعدی بیشتر دقت کن که صورتت زخمی نشه
+عوم باشه
تظاهر تنها چیزی بود که ازش بدم میومد ولی انجامش میدادم
تهیونگ منو با خودش برد زیرزمین
+هی داریم کجا میریم
تهیونگ:پیش کوک
+هی هی ببینم میخواید منو بکشید
تهیونگ:نه بابا نترس کوک باهات کار داره
تو یه جای تاریک واقعا چیکار داره....
خ
م
ا
ر
ی
p13
-خب بچه گوش کن
+بچه نیسم
-لال پلیززز
+خب
- میخام یه نقش برام بازی کنی
+جاننن
-جاسوسی
+جاسوسی؟
بوی سیگارش همه جارو گرفته بود
-چیه نکنه فک کردی مثل فیلما قراره نقش دوست دخترمو بازی کنی
+منظورم این نبود در عوضش چی میگیرم
-در عوضش میفرستمت فرانسه تا با مادر بزرگت زندگی کنی
+قبوله
تهیونگ:بدونه اینکه بدونی میخوای چیکار کنی قبول کردی
+مشکلش چیه
تهیونگ:هیچی...
تهیونگ برعکس کوک آدم خنده رو مهربونی بود مثل اون یه پسر یخی نبود
-فردا ساعت دو بیا پایین
+ولی کارای خونه
-دیگه قرار نیست انجامشون بدی
+عوم عالیههه
تهیونگ: خدافظ جوجو
+خدافظیی
عرر چقد بازه او مامانیههه آدم دوست داره لپاشو تا ته بکشههههه شوگولیییی عرررررر *با تهیونگه🗿🚬*
اون پسره یخی رو اتیشم بزنی بازم یخه....
هی
*فردا*
اخجوننن ساعت ده بلخره یشب کامل خوابیدمممم
خب میدونی وقت انتقامههه لیلیلیلی
+اوه سلام اجوما*نیشخند*
یهو دستم کشیده شد و یه سیلی نصیبم شد
آجوما:بهتره زیاد به جونگ کوک نزدیک نشی وگرنه بد میبینی چون اون مال لیاست لیا
پس اسمش جونگ کوک بود یه قطره از گونم افتاد واقعا جاش میسوخت
تهیونگ:چخبره
آجوما:او جناب کیم راستش ا.ت از پله ها افتاده بود ما داشتیم کمکش میکردیم ا.ت عزیزم خوبی
تهیونگ:جدی
تهیونگ اومد سمتم
تهیونگ:هی تو خوبی
+اره اره خوبم
تهیونگ: دفعه بعدی بیشتر دقت کن که صورتت زخمی نشه
+عوم باشه
تظاهر تنها چیزی بود که ازش بدم میومد ولی انجامش میدادم
تهیونگ منو با خودش برد زیرزمین
+هی داریم کجا میریم
تهیونگ:پیش کوک
+هی هی ببینم میخواید منو بکشید
تهیونگ:نه بابا نترس کوک باهات کار داره
تو یه جای تاریک واقعا چیکار داره....
خ
م
ا
ر
ی
- ۲.۸k
- ۱۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط