پارت بیست و سوم - قاتل عاشق من

یون اوه اومدم سمتو دستم رو گرفت و سمت میز رفت. صندلی رو کنارم گذاشت بدون اینکه دستم رو ول کنه گارسون رو صدا کرد.
یون اوه: سلام ببخشید کیمچی با یه بطری سوجوی دیگه لطفاً
گارسون: بله البته.
ا.ت: راستی نگفتی چیشده اومدی؟
یون اوه: گفتم که میخواستم سوپرایزت کنم!
دستمو از دستش بیرون کشیدم و ایستادم.
ا.ت: ببخشید من باید برگردم.
خواست حرفی بزنه که گفتم: بهتره بیخیال رابطه بشیم! منظورم اینکه نه تو منو میشناسی نه من. لطفاً دیگه زنگم نزن.
یون اوه: اما.........اما چرا؟
ا.ت: خب منو تو بدرد هم نمیخوریم.......
تا اومدم حرف رو کامل کنم جونگ هی زنگم زد.
جونگ هی: سلام ا.ت بیا وقت امضاست سه نفر دیگه نوبت منو تو زود باش بیا!
ا.ت: یاااا باید زودتر زنگ میزدی!
جونگ هی: اره ببخشید دیگه! فقط زودتر بیا!
تا تلفن قطع کرد رو به یون اوه کردمو گفتم: ببخشید بعداً باهم حرف میزنیم من باید برم!
حسابمو گذاشتم رو میز دویدم تا زودتر برسم.
چند دقیقه بعد:
تا رسیدم نوبت ما شده بود جونگ هی سمت اعضا رفت. دفترم هم دستش بود بازم دوییدم تا بهش رسیدم دستی به شونش زدم.
جونگ هی ترسید و گفت: یااااا لطفاً دیگه این کار رو نکن!
دفترمو گرفتم سمت یکی از اعضا رفتم.
جونگ هی دنبالم اومد. اولین نفر جیهوپ بود.
یه اسپویل کوچیک میکنم اونم اینکه قراره ا.ت با دوست پسرش قطع رتباط کنه ( توی این پارت گفتم )😂😂😇
جدی فکر کردین اسپویل میکنم😂😂
دیدگاه ها (۱)

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سناریو مایکی پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط