{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ومن اگر آدم منطقی ای بودم،

ومن اگر آدم منطقی ای بودم،
بعد از دیدنت خیلی ساده میخندیدم،
سلامی میکردم و رد میشدم!
اما یک لحظه دیدنت کافی ست،
تادلم بلرزد،
پاهایم شُل شوند و سر آخر هم بغضم بترکد،
میدانی چرا؟
چون،
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم:")
دیدگاه ها (۱۷)

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

★彡   Part 4 彡★ نگاهی به سوزنی که بین انگشت هام قفل شده بود ک...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

فصل دومپارت بیست و دوم | حرف‌هایی که شنیده نشدچند ساعت از پی...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

دیروز گزارشی مبنی بر اینکه یکی از افرادی که ظاهراً به سیستم ...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط