شبی که زنی جدید

شبی که زنی جدید
سر بر بازوی تو...
و خیالی کهنه
سر بر سینه ی من...
شبی که بهشت بازوانت را ندارم
کاکتوس ها را بغل میگیرم
و برایشان
از تفاوت آغوش با آغوش میگویم! ..

M ..
دیدگاه ها (۴)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

در آغوش تو. پارت سوم+اوه البته اگر منم زنم ترکم میکرد و میرف...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

مافیای من

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮     ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡        پارت...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط