𝒇𝒂𝒌𝒆~𝒋𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌..𝒑𝒂𝒓𝒕34

امشب قراره بریم کلاب هنوز 2 ساعت وقت اماده شدن دارم
واییی فقط دلم میخاد قیافه کوکو موقع حصودی ببینم 😂جررررخب تا وقت دارم برم اماده شم

اول رفتم حموم از حموم که اومدم بیرون ماهامو خشک کردم.. موهامو بالا بستم و دوتا تار ماهامو جلو انداختم (مدل سوسکی)

لباسمو پوشیدم(عکس میزارم) میکاپ کردم و نگاهی به ساعت انداختم 1:30 بود زنگ لوکاس زدم گفت تو راهه و داره میاد..

+خی تا لوکاس میاد یه سری به هینسو بزنم

(بچه ها شوگا یه اتاق برای هینسو حاضر کرده عکس و میزارم)

رفتم تو اتاق هینسو دیدم خابیده
نمیخاستم بیدار شه پس از اتاق اومدم بیرون
که گوشیم زنگ خورد از جیبم درش اوردم دیدم لوکاسه

+بله گوصفندم

لوکاس:گوزن کوهی بیا بیرون

+😂باشه

رفتم دم در سوار ماشین شدم

لوکاس:دختر قطعا نمیخای که کوک به فا..

یکی زدم تو گوشش(به شوخی)

+عزیزم بهتر نیست گوه نقولی و بری

لوکاس:اره باشه

با لوکاس رفتیم کلاب سوا(من دراوردی)

تارفتیم تو گوشامو گرفتم

+یااا خداااا کر شدمممم

لوکاس:جرر منم

صدای موزیک خیلی بلند بود

رفتم دم گوش لوکاس و گفتم

+خب از آلان نقشمونو اغاز میکنیمم

لوکاس:اره اوکی.. وایی هیجان دارممم جرر

+یه نقشه دریگه چته

لوکاس:تو درک نمیکنی
.
.
✨💜
دیدگاه ها (۱۲)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

پارت ۲۷

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

~Destiny:Part 1~

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط