مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

دلش دریای خون چشمش به در بود امیدش😭🏴

دلش دریای خون چشمش به در بود امیدش😭🏴

دیدن روی پسر بود پدر می گشت قلبش پاره

پاره پسر می کرد بر حالش نظاره پدر چون

شمع سوزان آب میشد پسر هم مثل او😭🏴

بیتاب میشد پسر از پرده ی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد😭🏴

السلام علیک یا امام رضا علیه السلام

🏴🏴🏴🏴🏴
🏴🏴😭🏴🏴
🏴🏴🏴🏴🏴
دیدگاه ها (۰)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۰ *سانیار*گذاشتمش زمین که گفت : ا...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۹______چه چیزی زیبا...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

فیک تهکوک وارث زار

#تکپارتیجونگین/ا.تساعت از ۱۲ نیمه شب میگذشت و داشت تو خیابون...

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇21ویو هویج:کلاس تموم شده بود و بیشتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط