مافیای من part 13
در ماشین باز شد که دخترا با دیدنش کرک و پرشون موند خودشون ریختن
؟؟؟ :کجا با این عجله (جدی)
///:انگار خیلی بتون خوش میگذره( عصبی)
بورام : دخترااا از کی تا حالا این دوتا با هم صمیمی شدن؟ بعد از کیی تاحالا باید به این دوتا جواب پس بدیم؟
هانا و یونا : ما رو هویج در نظر بگیر .
هانا: اینا با تو کار دارن پس منو یونا رفع زحمت میکنیم
یونا: نارنگی برات بخش میکنم ( خطاب به بورام ) ( توی گوشش گفت)
خلاصه هاناو یونا رفتن سمت گیم نت من موندم اون دوتا کره خر
بورام : چی از جونم میخواید بگید میخوام برم
؟؟؟: خودتو
بورام : به همین خیال باش
بورام: ببینید اول از توی خر شروع میکنم دنیل رو که من 7 ساله ندیدم پس یه جورایی غریبه حساب میشیم و تو شوگا من تورو 1 روزم نیس میشناسم چرا یه جوری رفتار میکنی انگار از بچگی پیش هم بودیم
دنیل : تمام؟ اصلا تاثیر گذار نبود موتورت رو روشن کن میریم خونه ی من
بورام : نمیخوام خودم خونه دارم بعدش الان میخوام برم پیش دخترا(پوکر فیس)
شوگا : پس ما هم میایم
دنیل : این خوبه ولی من کار دارم
بورام : خو برید به کاررتون برسید خداف شما( سوار موتورش شد و راه افتاد )
داشتم میرفتم که حس کردم یکی با سرعت زیاد داره تعقیبم میکنه فهمیدم دنیل و شوگاس برا همین سرعتم رو بیشتر کردم رسیدم به گیم نت)
ویو یونا:
من و هانا رفتیم توی راه بودیم که یه ماشین دنبالمون کرد ولی توجه نکردیم وقتی رسیدیم یه مردی از ماشین پیاده شد اومد طرفمون
کوک: چه جالب هم دیگه رو دیدم
یونا : تو چرا همجا هستی؟
کوک : اینجا مال خودمه
یونا: اع واقعا پس از اینجا میریم بای
ویو کوک : میخواستن برن ولی نذاشتن دست دوتاشون رو گرفتن بردمشون داخل گذاشتمشون توی یه اتاق درو قفل کردم اومدم برم یه یهو در شکست
کوک: یا بسم الله چجوری درو شکوندییی( تعجب میباره)
یونا: همینطور که درو به دو قسمت مساوی تقسیم کردم تورو به 4 قسمت مساوی تقسیم میکنم فهمیدی؟
حال ندارم بنویسم چیزی هم به ذهنم نمیاد
بقیش رو بعدا مینویسم ولی توی کامنت ها ایده بدید چطوری ادامش بدم
؟؟؟ :کجا با این عجله (جدی)
///:انگار خیلی بتون خوش میگذره( عصبی)
بورام : دخترااا از کی تا حالا این دوتا با هم صمیمی شدن؟ بعد از کیی تاحالا باید به این دوتا جواب پس بدیم؟
هانا و یونا : ما رو هویج در نظر بگیر .
هانا: اینا با تو کار دارن پس منو یونا رفع زحمت میکنیم
یونا: نارنگی برات بخش میکنم ( خطاب به بورام ) ( توی گوشش گفت)
خلاصه هاناو یونا رفتن سمت گیم نت من موندم اون دوتا کره خر
بورام : چی از جونم میخواید بگید میخوام برم
؟؟؟: خودتو
بورام : به همین خیال باش
بورام: ببینید اول از توی خر شروع میکنم دنیل رو که من 7 ساله ندیدم پس یه جورایی غریبه حساب میشیم و تو شوگا من تورو 1 روزم نیس میشناسم چرا یه جوری رفتار میکنی انگار از بچگی پیش هم بودیم
دنیل : تمام؟ اصلا تاثیر گذار نبود موتورت رو روشن کن میریم خونه ی من
بورام : نمیخوام خودم خونه دارم بعدش الان میخوام برم پیش دخترا(پوکر فیس)
شوگا : پس ما هم میایم
دنیل : این خوبه ولی من کار دارم
بورام : خو برید به کاررتون برسید خداف شما( سوار موتورش شد و راه افتاد )
داشتم میرفتم که حس کردم یکی با سرعت زیاد داره تعقیبم میکنه فهمیدم دنیل و شوگاس برا همین سرعتم رو بیشتر کردم رسیدم به گیم نت)
ویو یونا:
من و هانا رفتیم توی راه بودیم که یه ماشین دنبالمون کرد ولی توجه نکردیم وقتی رسیدیم یه مردی از ماشین پیاده شد اومد طرفمون
کوک: چه جالب هم دیگه رو دیدم
یونا : تو چرا همجا هستی؟
کوک : اینجا مال خودمه
یونا: اع واقعا پس از اینجا میریم بای
ویو کوک : میخواستن برن ولی نذاشتن دست دوتاشون رو گرفتن بردمشون داخل گذاشتمشون توی یه اتاق درو قفل کردم اومدم برم یه یهو در شکست
کوک: یا بسم الله چجوری درو شکوندییی( تعجب میباره)
یونا: همینطور که درو به دو قسمت مساوی تقسیم کردم تورو به 4 قسمت مساوی تقسیم میکنم فهمیدی؟
حال ندارم بنویسم چیزی هم به ذهنم نمیاد
بقیش رو بعدا مینویسم ولی توی کامنت ها ایده بدید چطوری ادامش بدم
- ۷.۱k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط