{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن رفیقم حامله بود . یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره ! بش

زن رفیقم حامله بود . یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره ! بش گفتم چته ؟
گفت جواب سونوگرافی زنم اومده !
گفتم : خب ؟
گفت : بچه دختره
گفتم : این که ناراحتی نداره
گفت : دختر اینجا دردسره
گفتم : چرا ؟
گفت : حالا امنیت نداره و یه روزی یکی دلشو میشکونه و اینا به کنار !
.
.
.
ولی پارک دوبلوشو چیکار کنم ؟
منم زدم زیر گریه و گفتم : اشکال نداره داداش خدا بزرگه ..:-\



دیدگاه ها (۴)

P5 .PRISON. MAFIA.

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

مافیای من

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

استاد من ۳

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط