تقدیم نگاه زیباتون

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part42

اومدم بالا که سعید
چشاش برقی زد

سعید:خیلی گشنم بود

چشمکی زد و اومد سمت من و پیتزارو چنگ زد سرجام خشکم زده بود

این چرا جدیدا رفتارش اینجوری شده بود رفتمو نشستم کنارش مثل گاو پیتزارو گاز میزد ی نگاهی بهم انداخت و همون پیتزای گاز زدشو گرفت سمتم

سعید:بیا بگیرش

من:نمیخورم

سعید:حالا همینو بگیر

خواستم بگیرمش که کشیدش عقب

سعید:نه فقط ی گاز

چش غره ای بهش رفتمو ی گاز گرفتم
باورم نمیشد الان داشت دهنی منو میخورد ینی اول من دهنی اونو خورده بودم دیگه

هووفف این رفتارش گیجم کرده بود

سعید:میخوام باهات حرف بزنم

من:چیه بگو

خیلی جدی تو چشام زل زد و
پرسید:تو منو دوسداری

ازجام بلند شدم و با اخم گفتم:نه کی همچین حرفیو زده توهم میزنیا

سعید:وحشی بازی درنیار نفس بیا اینجا بشین و آروم بهم ی جواب قانع کننده بده

رفتمو کنارش نشستم

سعید:ماری اومده بود پیشم
چرا خودتو دوسدخترم معرفی کردی بهش چرا بهش حسودیت میشه چرا بهم اینجوری نگا میکنی

من:چجوری نگات میکنم مگه

سعید:یجوری


الان باید چی بهش میگفتم میگفتم آره من ازهمون ۱۵سالگیم که یبار دیدمت عاشقت شدم و هروز و هرشب سناریو میساختم باهات تو ذهنم یا میگفتم نه دوست ندارم و سو تفاهم شده

سعید:خوب میشنوم ... ..
دیدگاه ها (۷)

اجبار به بدبختی پارت ۱۰

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

چند پارتی (درخواستی)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 41 ""ویو جئون آنجلینا" ...

My lovely neighbor part : ۶۹

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

shh my baby is sleeping-part 2

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: Part⁵: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط