هاییی

هاییی
اومدم
درست نشد ولی فیک رو میزارم

عکس نداشتم ساری

فیک

تاریک
پارت ۷
ویو انیونگ..

پرش زمانی دو هفته بعد.............................................

حالم خوب نبود
رفتم پایین تا قرصامو بخورم .موقع رد شدن از در اتاق چانگ می یه چیزایی شنیدم
،چانگ می ؟ چا اون وو
، میدونستم حالا چیکار کنیم
؟ نمیدونم ولی هرجور شده باید اون مرغ عشقا رو به هم برسونیم
،احساس خوبی ندارم به انیونگ قول داده بودم به کسی چیزی نگم

با شنیدن این حرف سرخ شدم و رفتم پایین, یعنی چا اون وو از رابطه ی ما با خبر
شده بود و این خبر خوبی نبود ...


ویو کوک.................................................
به صندلی لم داده بودم. همه چی رو به راه بود. بجز...
یه چیزی ذهنشو درگیر کرده بود...
کل دو هفته رو مرور کرد
یاد روز پنجشنبه افتاد. اون موقع که انیونگ خشکش زد.
اون از مردا فاصله می گرفت و زیاد با جیمین و چا اون وو راحت نبود. حتی با اون.
میخواستم برم بپرسم که دلیل اینهمه فاصله گرفتن چیه؟
ولی با به یاد افتادن اینکه کسی نباید چیزی می فهمید، تصمیم گرفت توی یه موقعیت
بهتر، یا وقتی دوتایی با هم تنهان ازش بپرسه






من بخاطر شما برگشتم 😂👌(~‾▿‾)~
شما هم بخاطر من همایت کنین🐸
دیدگاه ها (۰)

ورق بزنید کپشن مهم!

پارت ۵۰

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

پارت شیش ( آخر )

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

#برادر ناتنی من

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط