‍ ❤ ️❤ ️

‍ ❤ ️❤ ️

پاییز کوتاه است جانم
مهرش رفت
آبان هم رفت
و یک آذر بیشتر نمانده

جیب های لباسم را
برای دستهای تو
بزرگ دوخته ام

از من گفتن
چند وقت دیگر
صدای خش خش برگها می خوابد

هنوز هم
قصد برگشتن نداری؟
دیدگاه ها (۱)

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

در ذهنم هیاهوی بزرگ بود،قلبم آنقدر تند میزد که نمی‌دانستم چه...

ازدواج اجباری

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۶: سه...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

اسم فیک: عشق اجباری منپارت: بیست و چهارم"ویو مین جی"دستم رو ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط