بیایید دعا کنیم …

بیایید دعا کنیم …
کسی را دیدم که در جوانی اش شانه لا به لای مو هایش گیر نمی کرد
کسی که آرزو داشت بالای چشمش ابرو باشد
کسی که کودکیش را با چشم چشم دو “ابرو” آغاز نکرد …
بیایید با هم برای کسایی که حتی ملاقاتشان هم ممنوع شده دعا کنیم !
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

.....پارت هفدهم.....

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

### 💗 قولی که شکستیساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای باز ش...

عروس فراریp²جونگکوک: اسمت چیه؟ا.ت: چه اهمیتی داره؟یکی از نگه...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۳ | «اتاقی که مال جیا شد»...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط