پارت ۱۶

پارت ۱۶
ات : اهوم
((رفتیم سالن عروسی که خیلی ترسناک بود ))
ته : ات چیزی شده
ات :م.ننن میترسم چرا انقد ترسناکه
ته : ترسناک برای چی چیش ترسناکه
ات : اینجا پر از خونه میترسممم (( با دادی که ات زد همه برگشتن))
ته : داد نزننن ((با داد ))
ات : .......
ته : ات ببخشید نمیخواستم سرت داد بکشم
ات : اشکال نداره
ته : ات من خون میخوام
ات : الان که نمیتونم بهت بدم
ته : چرا ؟
ات : بزار بریم خونه باشه
ته : دوست داری خوناشام بشی ؟
ات : اره خیلی ولی اینکه نمیشه
ته : اگر من گازت بگیرم میشه
ات : واقعاااا پس ترو خدا اینکارو بکن
ته : دردت میگیره
ات : خیلی دوست دارم خوناشام شم لطفا دردم نمیگیره
ته : باشه بزار بریم خونه
ات : وویییی یعنی من قراره خوناشام بشم
ته : ارههههه ((با ذوق ))
ات : یه مشکل داریم
ته : چه مشکلی
ات : من اگر خوناشام بشم دوتامون خون کیو میخوریم
ته : حالا دربارش فکر میکنیم
ات : باشه
((عروسی تموم شد ته و ات رفتن خونه))
ته : میخوای خوناشام شی
ات : اهوم
ته : باشه


فردا صبح

ات : آی سرم
ته : بهوش اومدی
ات : اهوم.
ته : برو خودتو جلو اینه نگاه کن
ات : برای چی
ته : برو خودت میفهمی
ات رفت جلو اینه خودشو دید که ......
لایک و کامنت برای پارت ۱۷
دیدگاه ها (۵)

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 50 ( اخر ) ویو وقتی که میخواستند عروسی کنن : تقریبا همه...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط