╭─────────────── 🌷 ───────────────╮
╭─────────────── 🌷 ───────────────╮
✦ پارت ۶ | عادت قشنگ ✦
╰─────────────── 🌷 ───────────────╯
چند روز گذشت.
آت کمکم متوجه شده بود هر صبح، قبل از اینکه از خونه بیرون بره، ناخودآگاه به خونهی جیمین نگاه میکنه.
بعضی روزها جیمین زودتر بیرون میاومد.
بعضی روزها هم آت منتظرش میموند.
صبح یکی از همون روزها، صدای جیمین رو شنید.
جیمین:
آت! صبر کن.
آت برگشت.
آت:
چی شده؟
جیمین:
صبحونه خوردی؟
آت:
نه، عجله داشتم.
جیمین لبخند زد و یه بسته کوچیک بهش داد.
جیمین:
پس اینو بگیر.
آت:
بازم برای من؟ 😂
جیمین:
آره. کمکم دارم به این عادت میکنم که صبحها حواسم بهت باشه.
آت برای چند ثانیه ساکت موند.
آت:
این عادت خوبیه؟
جیمین:
فکر کنم... آره.
آت لبخند زد.
آت:
پس امیدوارم زود عوضش نکنی.
جیمین:
قول نمیدم. 😌
آت راه افتاد، اما چند قدم بعد برگشت و گفت:
آت:
راستی جیمین...
جیمین:
جانم؟
آت:
امروز عصر وقت داری؟
جیمین:
برای تو؟ آره.
آت لبخند کوچیکی زد.
آت:
پس بعداً میبینمت.
وقتی آت رفت، جیمین هنوز همونجا ایستاده بود.
چیزی بینشون تغییر کرده بود...
نه آنقدر بزرگ که اسمش را عشق بگذارند،
اما آنقدر قشنگ که دیگر نتوانند نادیدهاش بگیرند. 🦋
#رمان_جیمین #پارت_آخر #پایان_رمان #جیمین #Jimin #BTS #رمان_عاشقانه
✦ پارت ۶ | عادت قشنگ ✦
╰─────────────── 🌷 ───────────────╯
چند روز گذشت.
آت کمکم متوجه شده بود هر صبح، قبل از اینکه از خونه بیرون بره، ناخودآگاه به خونهی جیمین نگاه میکنه.
بعضی روزها جیمین زودتر بیرون میاومد.
بعضی روزها هم آت منتظرش میموند.
صبح یکی از همون روزها، صدای جیمین رو شنید.
جیمین:
آت! صبر کن.
آت برگشت.
آت:
چی شده؟
جیمین:
صبحونه خوردی؟
آت:
نه، عجله داشتم.
جیمین لبخند زد و یه بسته کوچیک بهش داد.
جیمین:
پس اینو بگیر.
آت:
بازم برای من؟ 😂
جیمین:
آره. کمکم دارم به این عادت میکنم که صبحها حواسم بهت باشه.
آت برای چند ثانیه ساکت موند.
آت:
این عادت خوبیه؟
جیمین:
فکر کنم... آره.
آت لبخند زد.
آت:
پس امیدوارم زود عوضش نکنی.
جیمین:
قول نمیدم. 😌
آت راه افتاد، اما چند قدم بعد برگشت و گفت:
آت:
راستی جیمین...
جیمین:
جانم؟
آت:
امروز عصر وقت داری؟
جیمین:
برای تو؟ آره.
آت لبخند کوچیکی زد.
آت:
پس بعداً میبینمت.
وقتی آت رفت، جیمین هنوز همونجا ایستاده بود.
چیزی بینشون تغییر کرده بود...
نه آنقدر بزرگ که اسمش را عشق بگذارند،
اما آنقدر قشنگ که دیگر نتوانند نادیدهاش بگیرند. 🦋
#رمان_جیمین #پارت_آخر #پایان_رمان #جیمین #Jimin #BTS #رمان_عاشقانه
- ۲۳۶
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط