{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخت بودم...

درخت بودم...
آن درخت کهنسال از غم...من بودم
تو سبز بودی
تو بهار بودی
تو اشک بودی
تو میل رویش دوباره بودی
رسیده بودی و دریغا...
درخت را هوای بهاران نبود
خزان زده و سرد و تهی
ماندی و #بوف تنهایی یک درخت شدی...
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

تابستانی داغ و پرملال

نزدیک پاییز است

یاد گمشده یی

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

پارت ۱۰

مرد بی رحم

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط