پارتی ۱

پارتی ۱
«به دنبال قاتل»
.
.
.
.
.
.
.
شب بود و خانواده ام میخواستن برن
و منو برادرم تو خونه تنها بودیم یهو تلفن خونه زنگ خورد
________________________.
لیا. سلام بفرمایید
جان. سلام من جان هستم پدرت خونه هست
لیا . نه نیست
جان . اهم باشه راستی تو لیا هستی
لیا . آره من رو از کجا می‌شناسی
جان. بابات بهم گفت می‌گفت فیلم ترسناک زیاد میبینی
لیا . آره میبینم
جان . منم میبینم چه فیلمی رو بیشتر دوست داری
لیا . لبخند و ایت
جان. چاقوی خونی رو دیدی
لیا .آره ولی دو سال پیش
جان یادته چطور شروع شد
لیا. نه
جان . دختر احمقی بو که جواب تلفن ناشناسی رو میده و وارد بازی مرگ میشه
تو هم دوس داری بازی کنی!
.________________________
لیا ترسیده و فورا گوشی رو قطع کرد به خواهرش پیام داد در حالی که دستاش می‌لرزید پیام داد
لیا. آبجی لطفا برگرد خونه میترسم
قاتل . من آبجیت نیستم ولی شاید خواهرت رو کشتم
لیا . عوضی نمی‌زارم
و چاقوی رو تو آشپزخونه برداشت و
رفت تو نشیمن قاتل رو دید جیغ کشید قاتل لباسی سیاه داشت ماسک روح مانندی داشت
و قاتل چاقو رو لای گردن برادر لیا و گفت یا خودت یا این کوچولوی احمق و خندید

لیا . لطفاً اونو ول کن من ...منو بک....ش
قاتل برادر لیا رو پرت کرد و رفت سمت لیا
لیا جیغ کشید و چاقوی دستش رو پرت کرد سمت قاتل
حواس قاتل رو پرت کرد و فرار کرد بیرون سمت تلفن عمومی زنگ زد پلیس و تا اومد حرف بزنه قاتل اومد و چاقو رو هفت چای لیا فرو کرد
لیا از درد جیغ میکشید که یهو صدای آژیر پلیس اومد......

داستان ادامه دارد
برای پارت بعدی لایک ها به ۱۰ برسه ملسی:)
.
.
.
.
.
.
.
.
.به دنبال قاتل.
. با نویسندگی
مارینا ....

«به دنبال قاتل»
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#رمان#کیدرما#روانی#به_دنبال_قاتل#قاتل#جیغ#بازی#دوست#رفیق#لیسا#انگلیسی#جنی#جیسو#رزی#بی_تی_اس #کلیپ #ویسگون #کیوت #کیپاپ #عشق#پارک_جیمین#کرد#لر#ماشین#فارس#راننده#درام#معرفی_سریال#معرفی_فیلم#کره_ی_جنوبی#زنده#مرگ#خود_کشی#تیک_تاک#نامجون#جیمین#اینستا#روبیکا#چاقو#پول#ثروت#ترکی#کره_ای#انیمه#انیمیشن#دروک#آسیه#خواهران_برادران#دارک#ترسناک#فیلم#سینمایی#سریال#کمدی#ترس#وحشتناک#تئوری#وحشت#جن#روح#شت#ریدم#خنده#طنز#فان#دوستانه#میکس#میکس_کره_ای#میکس_ژاپنی#ژاپن#چین#میکس_چینی#نفر_بعدی_درکار_نیست#هوش_مصنوعی#برنامه_نویس#ریال#خبر#آرمی#بلک_پینک#مونبین#نفر_بعدی_هیتره#
#BTS#blackpink #me#you#we
دیدگاه ها (۳)

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥 part16- گریه نکن عشقم+چرا فکر کردی دوستت ندارم😭😭...

Part 4 (Attachment)فیلیکس به درس گوش داد و یادداشت کرد.بعد خ...

چند پارتی یونگی

From Enmity to Love

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸𝓟𝓪𝓻𝓽_3نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!{...

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط