بادشکن p2

بادشکن p2
همه چی تموم میشه و میزدکی میره روی یکی از صندلی ها میشنه و خوابش میبره
که یهو ساکورا و سو و نیری وار میشن و نیری چشمش به میزوکی میفته
نیری: ساکو ساکورا سان اونجا رو رو
و به میزوکی اشاره میکنه
ساکورا و سو به میزوکی نگاه میکنن
ساکورا :اون پسر کوتاه اون موهاش
سو : واو حیلی شبیه شماس
نیری :بله بله
(این اتفاق بالای سر میزوکی اتفاق میفته)
کیریو: اون حتی تونست سوگیشیتا رو شکست بده
ساکورا و نیری و سو:😧
تسوگه : تازه اونم میخواست به بالا ترین جایگاه برسه و اون یه دخ..
بعد میزوکی بلند میشه و سرش رو بالا میاره و میزنه به میز
میزوکی:چی بالا سر من زر زر میکنین؟
نیری یه کم میترسه
میزوکی و ساکورا با یه نگاه متعجب بهم نگاه میکنن
سو با خنده مهربونش بهشون نگاه میکنه
میزوکی و ساکورا :تو تو
میزوکی : این یعنی چی
ساکورا :چرا توم مث منی؟
چطوری توم موهات و چشمات مثل منه؟
سو :نظرت چیه به جمع ما بپیوندی؟
میزوکی :ها؟ جمع؟
+:نفلللللله هااااا پاشین بررررررین گشت زنی
میزوکی و ساکورا و نیری و سو و کیریو و تسوگه در حال بیرون بیرون رفتن بودن که اومه میا و هیراگی رو دیدن
هیراگی: سلام میزوکی
میزوکی:سلام
اومه میا :سلامممم میزوکیییی چطوریییی؟ میدونستی گیاهام ۳۰ سانتی مترر رشدد کردنن
میزوکی:؟؟
نیری:شما میزوکی رو می‌شناسید؟
اومه میا :معلومه که آره آخرای تابستون پارسال اومد پیشم اولش فک کردم پسره😂 ولی بعدش بهم گفت که دیگه از مدرسه عادی و همه چی خسته شده و ازم خواهش کرد که بزارم بیاد فورین
اون ۱۵ سالشههه
میزوکی :لازم بود همه اینا رو میگفتی؟
سو: جالبه اون خیلی هم شبیه ساکورا هست
ذهن ساکورا:اون از مدرسه و همه چی خسته شده نکنه اونم مث منه ؟
درک میکنه وقتی بهت میگن چندش شاید به خاطر همینه که میخواد به بالا ترین جایگاه برسه؟
فلش بک به زمان گشت زنی
میزوکی:چرا تو فکری؟
ساکورا : تو از کجا فهمیدی؟
میزوکی :ولش تو چند سالته؟
ساکورا:۱۶
میزوکی:مطمعنی؟
ساکورا : آره
میزوکی :اهان
دیدگاه ها (۲)

سلام بچه ها ....پس از سال ها پارت شب بی پایان **************...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

the missing link part²⁰سوهی بدون هیچ حرفی دنبال خانم سو به ر...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۱۰: «جایی که همه‌چیز شروع شد»پایان داستا...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

#چندپارتیموضوع:(وقتی میاد خواستگاریت اما بابات ردش میکنه)لین...

ابلیس

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.دختر سری تکون داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط