بِهِش گُفتَم دوسِش دآرَم~

بِهِش گُفتَم دوسِش دآرَم~
فَریآد زَدَم بِهِش نیآز دآرَم~

اَمآ بآزَم رَفت...~❄
مُشکِل از اون نَبود...~💫

دیوآرِ غرورَم بُلَند تَر از صِدآم بود...
صدآمو نَشنید =)~💔




#sd_ab
دیدگاه ها (۲۷۸)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 014"""""""""""""""""""""""""""""""...

the first lie

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟓 جین: بله منم خوشحال میشم که با شما دوست ...

مافیای من

من و نامجون در این فیک هم خونه و هم دانشگاهی هستیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط